نیست؛ آن که اسلام راستین می‌گوید، بر خلاف همه مقررات اسلام، این جنایت را دارد می‌کند. آن که تروریست است، می‌گوید که ما قوای مسلّحه هستیم، ما قیام مسلحانه کردیم. قیام مسلّحانه این است که ما در تلویزیون دیدیم؟! قیام مسلّحانه این است که بچه‌هایی را بکشند و آتش بزنند؟! این قیام مسلّحانه است؟! این الفاظ عوض شده. معلوم می‌شود قیام مسلّحانه عبارت از این است و تروریسم عبارت از یک چیز دیگر است! همه چیز این‌طور است. حالا من اصل مطلبش را القا کردم، شما دنبالش بکنید. اگر پیدا کردید در دنیا یک لفظی را که مطابق معنایش الآن معنا می‌شود و عمل می‌شود، به من هم اطلاع بدهید تا من هم استفاده کنم! ولی مطمئن باشید که در قوطی هیچ عطاری این چیزهایی که اینها می‌گویند نیست و هرچه اینها می‌گویند و هرچه اینها می‌کنند، بر خلاف آن مسائلی است که می‌گویند. حرفش را می‌زنند، عملشان، کارشان برخلاف اوست. آن که می‌گوید اسلام، می‌گوید اسلام، اسلام راستین باید باشد، این اسلامی که اینها می‌گویند، اسلام راستین نیست، آن وقت یک همچون جنایتی را می‌کنند به اسم اسلام راستین! آن که دم از حقوق بشر می‌زند، پایمال می‌کند ممالکی را که بیچاره هستند؛ ممالکی که زیر پای اینها دارد پامال می‌شود و اسمش را می‌گذارند کذا.
آن که می‌گوید ما برای صلح قیام کردیم و می‌خواهیم صلح در دنیا باشد، همه جنگها را اینها راه می‌اندازند. خوب، همین جنگی که ما الآن مبتلا به آن هستیم و کشور عراق هم مبتلا به آن هست، همین را آنها راه انداختند، لکن آقایان این جنگها را راه انداخته‌اند که صلح در دنیا پیدا بشود! همه جا جنگ راه می‌اندازند که صلح پیدا بشود! شما اگر ملاحظه کنید، اینکه عرض کردم که الفاظ معنای خودش را از دست داده، یکی‌اش هم قضیه نطقی است که چند روز پیش از این، مصاحبه‌ای که صدام کرده است در حضور عده زیادی از فرماندهان و اشخاصی که درجه دارند و افسرند. این صحبتها را باید ببینید، نمی‌شود نقل کرد. که او چه می‌گوید. اینها را اولاً، جمع کرده است که نشانه پیروزی بدهد به صاحب منصبهایش؛ برای اینکه پیروز شدند، در ایران پیروز شدند، در عراق هم پیروز هستند؛ نشان پیروزی می‌دهد. نشان پیروزی هم محتوای خودش را از دست داده‌