باشند. و بحمدالله در این دو - سه ساله شماها اثبات کردید، جوانهای ما اثبات کردند که می‌توانند خودشان عمل بکنند و شما مطمئن باشید که در دراز مدت شما همه کار می‌توانید بکنید. و امیدوارم که مغزها را به کار بیندازند و آن خوف‌هایی که ایجاد کرده بودند در کشور ما، آن را هم کنار بگذارید و با شجاعت وارد بشوید و کار خودتان را انجام بدهید. همانطوری که با شجاعت ابرقدرتها را خارج کردید با شجاعت در فرهنگ خودتان کار بکنید و در کارهای خودتان، خودتان عمل بکنید و اتکای خودتان را هر روز به خارج کم بکنید، و یک وقتی برسد که هیچ اتکا به خارج، ما نداشته باشیم. همه چیزخودمان را خودمان تهیه کنیم، ان شاء الله. و یکی از امور دیگری هم که باز من گفته‌ام این است که ما را جوری بار آورده بودند که یا باید فرنگی مآب باشیم یا هیچی. یک نفر جوان، یک نفر خانم اگر سرتاپایش فرنگی مآب است، این معلوم می‌شود خیلی عالی مقام است و چنانچه مثل سایر مسلمانهاست، این خیلی عقب افتاده است. عقب افتادگی و جلو رفتن را به این می‌دانستند که فرنگی مآب باشد؛ یعنی، فرض کنید فرم لباسش چه جور باشد. فرم کفشش چه جور باشد، یا - مثلاً - هرچه که از خارج می‌آید صرف بکند.
مصرفی بار آوردند ما را، برای همین جهت، ما را مصرفی بار آورده‌اند. امثال «تقی زاده» (1) که در این ایران یک وقتی قدرت داشته‌اند، تقی زاده گفته بود که ما باید سرتاپامان انگلیسی باشد یا فرنگی باشد و باید اینطور باشیم تا اینکه آدم بشویم. آدم بودن را به کلاه و کفش و لباس و بزک و امثال ذلک می‌دانستند. و آن چیزی که تعلیمات انبیا بود که انسان را باتقوا، قدرت تقوا، قدرت انسانیت، با علم، با عمل، آنها را اینطور می‌دانستند. میزان انسانیت را تقوا و علم می‌دانستند. اینها به جوری کرده بودند که بین ماها اینطور - بین خودشان اینجور نیست - بین ماها اینطور جلوه داده بودند که آدم اگر بخواهد پیشرفته باشد، حرف وقتی می‌زند به حرف خود مادری‌اش نزند، وقتی صحبت می‌کند در هر چند کلمه، دو - سه تا کلمه انگلیسی هم باشد، دو - سه تا کلمه فرض کنید