ما عروسک بدهید و ما خودمان را تسلیم کنیم. ما این زرق و برق خارجی که برایمان بیاید، نمی‌خواهیم. ما می‌خواهیم مستقل باشیم؛ خودمان درست کنیم. اگر این را ملت احساس کرد، هیچ وقت این آزادی و این استقلال را از دست نمی‌تواند بدهد، هیچ وقت بر آن طمع نمی‌کنند. همه طمعها [برای‌] این است که توجه کنند، این را با او دعوا بدهند؛ این قاضی را با آن قاضی، این حاکم را با آن حاکم، آن استاندار را با آن استاندار، مردم را با آنها، امام جمعه‌ها را با مردم، مردم را با امام جمعه‌ها، از این حرفها. اگر این مسائل پیش بیاید، بترسید که به زودی - خدای نخواسته - عنایات خدا از ما سلب بشود و ما برگردیم به همان حال فضاحتی که آنوقت بود، به حالی که جوانهای ما را می‌بردند تا بکلی تباه کنند، می‌بردند تا تمام حیثیت انسانی را از آنها بگیرند. و اگر ان شاء الله، همین طوری که شما بیدار هستید، همین طوری که توجه به مسائل دارید، همین طوری که توجه به امور الهی دارید، همین طوری که توجه دارید که دشمنهایتان کی هستند، توجه دارید که دوستهایتان کی هستند، اگر اینطور پیش بروید، بدون اینکه جنگی باشد و بدون اینکه نزاعی باشد، کسی بر شما [غلبه‌] نمی‌کند.
ایستادگی ملت در مقابل مشکلات و سختیها
این هم که می‌بینید یک گوشه کشور ما - فرض کنید - جنگ واقع شد و دو سال هم هست و آنهمه هم به ما و خودشان ضرر زده‌اند، برای این [است‌] که یک دیوانه‌ای پیدا کرده‌اند، یک نفر آدم که نفهمید چه می‌کند. الآن هم آنطوری که در روزنامه‌ها بوده - من نمی‌دانم صحت و سقمش را - الآن هم می‌گویند که این آدم به واسطه اینکه شکست خورده و باید فرار کند، بنا دارد که مخازن خودشان را از بین ببرد و از این آدم بعید ندانید شما. اما اشخاص متفکر، اشخاص متوجه - فرض کنید - که همین دولتهای ابرقدرتی که ملتفت مسائل هستند، آنها هیچ وقت خودشان نمی‌آیند در میدان. آنها همیشه این حیوانات را وا می‌دارند که بریزند به جان هم اینها و از بین ببرند اینها را. و ما باید ایستادگی کنیم و این توجه را داشته باشیم که شما خیال نکنید که جنگ است و ما