می‌خواستند درست کنند، چطور می‌توانند این هیچی را زود درست کنند؟ از صفر شروع شده است، از نقطه «کاش» شروع شده است، از فسادهای زیاد روز افزون شروع شده است. خرابیها باید اصلاح بشود. همه چیز داشته اینجا؛ برداشتند و رفتند. همه بانکهای ما ورشکسته‌اند؛ به خاطر برداشتهایی که آنها کردند. ورشکست نه، اما عقب افتاده کارهایشان.
در هر صورت، باید ما همه‌مان مردم را بیدار کنیم. توجه به آنها بدهیم. والحمد للَّه، مردم هم مستعد هستند. جوانشان را دارند می‌دهند و مع ذلک، افتخار می‌کنند. خوب، حق هم هست، باید افتخار کنند؛ برای اینکه برای انسان نمی‌دهند، برای خدا می‌دهند.
اینها از خدا هستند، همه ما از خدا هستیم و برای خدا باید بدهیم. و بحمد الله آقایان ائمه جمعه و اینهاگاهی می‌روند در جبهه‌ها و آقای اشرفی (1) با آن سنشان می‌روند آنجا صحبت می‌کنند برای مردم، دیگران هم می‌روند. و امیدوارم که مردم را با همین گرمی نگه دارید که این انقلاب را به آنجا برسانند که ما مسئله اسلاممان دیگر همه جا پیاده بشود، ان شاء الله. و به تدریج البته باید بشود. اصلاً جوری شده بود که نمی‌شد، و این قدر که شده است یک اعجازی شده است. و اگر بنا بود روی موازین عادی این - فرض کنید که - مشروبفروشیها و این عشرتکده‌ها و اینها از بین برود، این سالها [وقت‌] می‌خواست، لکن خدا خواست که یکدفعه مردم همه توجه کردند و تمام شد قضیه. حالا هم امیدواریم که با توجه آقایان و با خطبه‌هایی که آقایان می‌خوانند و با خطهایی که می‌دهند، مردم هم بیدار بشوند و ارشاد بشوند، و هم این مشکلات به نظرشان یک چیزی نیاید و واقعاً چیزی نیست. مشکلات آن قدر نیست که یک کشور انقلابی باید به آن مبتلا باشد. این هم نکته‌اش این است که انقلابهایی که در آنجا می‌شد، مردم خیلی دخالت نداشتند و یک ایده خدایی توی کار نبوده است. اینجا، هم ایده خدایی بوده است و هم مردم در صحنه بودند. از این جهت، مشکلات کم می‌شود و اگر بنا بود که‌