حضرت امیر - سلام الله علیه - بودند و پینه هم در جبینهاشان بود، به یک همچو اشخاصی هم مهلت می‌داد؟ مهلت برای او جایز بود که به توطئه گرها مهلت بدهد که دست و پای خودشان را جمع کنند و حمله بالاتر بکنند؟ ما که می‌شناسیم اینها را، ما که حزب بعث را می‌شناسیم، ما که صدام را می‌شناسیم، ما که می‌دانیم که او برای اصلاح هیچ وقت دستش را دراز نکرده، او با اسم اصلاح می‌خواهد افساد کند؛ می‌خواهد ما را اغفال کند، به دنیا هم بگوید که ببینید من چه آدم سالمی هستم، ماه مبارک که برای روزه است و برای نماز است و برای اطاعت خداست دیگر ما جنگ نکنیم. دریاها را دیگر لااقل چیز نکنیم تا اینکه نفتها را صادر کند و اسلحه‌ها را هم وارد کند و هیچ که هم مزاحمش نباشد، و همان بین رمضان اگر خودش را دید که قوی است، حمله کند.
کدام عاقل این را می‌پذیرد؟ این ملتی که جوان داده است، اعم از اینکه کشته شدند و شهید شدند یا معلول شدند، و حالا رسانده است به اینجایی که طرف مقابل را به عجز و لابه درآورده، باز اغفال بشود و مهلت بدهد که شما دست و پایتان را جمع کنید و حمله کنید و عربستان درست کنید و نمی‌دانم «خوزستان» را «عربستان» کنید و امثال اینها؟ باید ما بیدار باشیم و از این فریبها بازی نخوریم، نه از فریب رئیس جمهور امریکا و نه از فریب اینها. آن هم همین حرف را می‌زند که ما می‌خواهیم که ملتهای دربند را آزاد کنیم و از ملتها هم می‌خواهد که با او همراهی کنند. من نمی‌دانم ملت ایران با او همراهی کند که از بندهای آنها آزاد بشوند، عراق چیز بکند، لبنان بکند، فلسطین بکند؟ و همه جایی که شما دست دارید و همه جایی که شما دارید فساد می‌کنید و همه را دربند کشیدید. از آن‌ور شوروی نشسته است، آن هم نظیر این مسائل را می‌گوید، ما برای صلح هست که خودمان را مجهز می‌کنیم. آن یکی هم می‌گوید ما برای صلح هست. البته به یک معنا صحیح است برای اینکه، هر یک از اینها چشمش را هم بگذارد دیگری او را می‌بلعد؛ اما نباید دیگر مردم دیگری، ملتهای دیگری را اغفال کنند و نباید ما از این حرفها و فریبها اغفال بشویم.
جنگ در رأس تمام مسائل
ما امروز هم در رأس تمام مسائلمان جنگ است؛ اگر یک روز غفلت بکنیم حمله‌