برگ جنگی زیاد، ولی طرف مقابل شما از همه دنیا به او کمک می‌شود. وقتی اینطور شد، آن کسی که هیچ ندارد باید با جهات معنوی مقابله کند، با جهات صوری که نمی‌شود.
شما خوب می‌دانید که شاه سابق مجهز بود به جهاز بسیار، و امریکا بود که ایران را پر از سلاح و مهمات کرد برای اینکه می‌خواست ایران پایگاه آنها باشد؛ و شاه همه چیز داشت، پشتیبانی تمام ابرقدرت‌ها، لشکر منظم تا دندان مسلح، ولی مردم ایران هیچ نداشتند، از مدرسه فیضیه شروع شد و وقتی مردم دیدند که اختلافی نیست، مجتمع شدند و با نیروی ایمان پیروز گردیدند. مردم ایران که سلاح نداشتند، آنها با مشت گره کرده و فریاد بر دشمن پیروز شدند. این قدرفریاد کشیدند که دشمن تا بن دندان مسلح را شکست دادند. بعد هم خود مردم، کمیته‌ها و سپاه را تشکیل دادند. امروز ایران وضعی الهی دارد. وقتی جوانان ما در جبهه‌ها آن فداکاری‌ها را می‌کنند، یا می‌آیند و با من صحبت می‌کنند، از روح بزرگ و صافی آنها حسرت می‌خورم. این وضع هر کجا پیدا شد پیروزی را به دنبال دارد. این مطلب هرکجا باشد، عنایات خدا را به دنبال دارد. پس از عنایت خدا، پیروزی حتمی است. خداوند ما را اصلاح کند تابتوانیم خدمت کنیم.
امروز در مقابل شما چه درندگانی واقع شده‌اند! وقتی انسان می‌بیند که شهید آقای صدر (1) آن عالم فاضل را و همچنین همشیره ایشان (2) را با چه وضعی شهید کردند، و بعد هم با بیت مرحوم آقای حکیم که آن قدر خدمت کردند و با آقای آقا یوسف حکیم (3) که وقتی انسان ایشان را می‌دید، به یاد قیامت می‌افتاد، آنگونه رفتار نمودند و نود نفر از بیت مرحوم حکیم را گرفتند، شدیداً متأثر شده و می‌فهمد که اینها چه سبع‌هایی هستند. من می‌دانم که مردم عراق از این جهت منزجر هستند. آخر کدام انسانی است که این فشارها را ببیند و متأثر نشود.