با این مظلومین، با این گرفتارها می‌خواهد چه کند که اینها را نجات بدهد. و شما دولت‌های خلیج و غیرخلیج کوشش دارید به اینکه این اسلام را نگذارید از ایران یک قدم بیرون بگذارد، ولو اینکه به رغم انف (1) شما، بیرون پا گذاشته است و خواهد گذاشت. مسلمین، انصافاً انسان باید بگوید که این دولت‌های اسلامی، همه دولت‌های اسلامی، الّا یک معدود بسیار کمی اصلاً به اسلام کاری ندارند، اسلام وسیله برای مقام است، اسلام غیر از این نیست که وسیله باشد، با لفظ اسلام و با قول به اسلام، مثل اسلام رضاخانی و محمدرضاخانی، اسلام اینها این بود که قرآن هم طبع می‌کردند، و رضاخان مجلس روضه هم داشت و عزاداری هم آن وقت ارتشش می‌کردند و همه اینها بود، دسته هم در می‌کردند - من خودم دیدم - اما اساس را می‌خواست از بین ببرد؛ با این صورت اساس را می‌خواست از بین ببرد. و از او بدتر محمدرضا بود که روی نقشه کار می‌کردند و هرکاری می‌کردند برای بردن - اساس است - اساس بود. الآن هم حزب بعث عفلقی عراق همین کار را دارد می‌کند، حالا دیگر عابد و مسلمان شده‌اند، لکن عابد و مسلمانی که عبید زاکانی (2) می‌گوید. اساس را اینها از بیخ قبول ندارند. اینها اسلام را منافی با مقاصد خودشان می‌دانند و منافی هم هست. مقاصد آنها این است که بزنند و بکوبند و مردم را زیر فشار قرار بدهند و غارت کنند و هرچه مردم دارند بگیرند از آنها و برای خودشان در بانک‌های خارجی انبار کنند، مثل محمدرضا که کرد این کار را.
اسلام با این آشنایی ندارد با یک همچنین مطلبی. آنها می‌دانند که اسلام اینطوری نیست، پس، این اساس نباید باشد.
خدمت به محرومین جلوه ولایت حضرت امیر
ما که امیدواریم که یک جلوه ولو بسیار ناقصی از ولایت، ولایت علی - علیه السلام -