خداوند ان شاء الله همه را توفیق می‌دهد. و این مسائلی که می‌فرمایید، من هم اطلاع دارم که این مسائل سؤال می‌خواهد. ولیکن این‌طور نباشد که هر روز یک وزیر را بیاورید اینجا بنشانید، دعوا بکنید با او و تضعیف کنید دولت را. کاری بکنید تضعیف نشود. همه‌تان را دارند تضعیف می‌کنند، شما نیستید، همه است. خیال نکنید که شما دولت را تضعیف می‌کنید، نخیر. شما هم دولت را تضعیف کنید، تضعیف شماست. این مقدمه است برای او، و الآن یک خطی در این کار هست، مشغولند الآن. و شما باید خیلی توجه کنید، چشمهایتان را باز بکنید. ملت باید چشمش را باز کند، این دولت را، این مجلس را، این جمهوری اسلامی را حفظ کنند. مردم باید حفظ کنند. بازار باید حفظ کند اینها را. آقا می‌نویسد مالیات نباید داد. آخر شما ببینید بی‌اطلاعی چقدر! آقا، ما امروز روزی نمی‌دانم چند صد میلیون ما الآن خرج این جنگمان است. روزی چند صد میلیون خرج جنگ را با سهم امام می‌شود درستش کرد حالا؟ حالا ما می‌توانیم مردم را همه را بنشانیم اینجا و به زور سهم امام بگیریم؟ سهم امام حالا به اندازه‌ای است که همین حوزه‌ها را بگردانیم، بیشتر از این هم نیست، یک کمی اگر بیشتر باشد می‌دهند به دولت. یکدفعه آدم بگوید که نخیر، ما می‌گوییم که دولت مالیات نگیرد، سهم امام بگیرد. چه جور؟ از کجا بیاوریم سهم امام این قدر؟ ما از کجا سهم امام و سهم سادات پیدا کنیم که دولت را اداره بکنیم، مملکت را اداره بکنیم، این همه اشخاصی که ریخته‌اند به جان دولت و خرج دارند و چی دارند اداره بکنیم. خوب، بی فکر حرف می‌زنند آقایان، یک کسی می‌رود یک چیزی به آنها می‌گوید آنها هم باورشان می‌آید. آقایان دیگر هم همین طورند. با سلامت نفسی که دارند باورشان می‌آید. باید آقایان فکر بکنند که هرکس آمد هر چی زد، باید از اول حمل بر فساد بکنند که این می‌خواهد یک کاری بکند. امروز که فساد زیاد است، حمل به صحت صحیح نیست، که هر که آمد خیال کنیم راست می‌گوید. خیلیها بودند، خوب، من یک ماه، بیست و چند روز یکی از همین منافقین با صورت صالح، باژ - سه، با همه چیز آمد آنجا نشست در نجف، من بودم. برای من گفت،