هر روز گفت، هر روز گوش کردم، از مرحوم آقای طالقانی (1) سفارش آورده بود، از یکی از علمای دیگر سفارش آورده بود، آنها را هم بازی داده بود آمد گفت، من دیدم خیلی این مسلمان است، خوب ما که این قدر مسلمان نیستیم. من به او سوء ظن پیدا کردم، من هیچ جوابش را ندادم. فقط گفت ما می‌خواهیم قیام مسلحانه بکنیم، گفتم نمی‌توانید، خودتان را به کشتن ندهید ولو دیگر جوابی به او ندادم. اینها از آن وقت نقشه می‌کشیدند برای این کار، حالا هم هستند در میدان، نرفته‌اند. حالا آن جهاتی که رفته است البته کاری نمی‌توانند بکنند، اما این شیطنتها را می‌توانند بکنند که بیایند بروند در قم پیش آقایی، بروند در فرض کنید که اصفهان پیش آقایی، بروند در شیراز پیش آقایی، یک کاری بکنند که صدا در بیاید. حالا از اول کی از همه ضعیفتر است برای این کار؟ به روحانیت حمله کنیم، نه. به مجلس، نه به دولت باید حمله کنیم، حالا به دولت. مجلس را وادار می‌کنند به دولت - عرض می‌کنم - روحانیون را وادار می‌کنند به دولت، بازار را وادار می‌کنند به دولت، همه جا به دولت. خوب دولت از بین رفت، فردا می‌آیند سراغ شماها فردا می‌روند سراغ رئیس جمهور و - نمی‌دانم - مجلس. همه اینها مسائل، مسئله دولت نیست. مسئله، مسئله اسلام است. من این را برای خاطر اینکه، آقایان توجه بکنند و برای خاطر اینکه، تکلیفی را ادا کرده باشم عرض کردم. و امیدوارم که خداوند به همه ما توفیق بدهد که همه‌مان با هم در رفع این گرفتاریها بکوشیم. خوب، اگر آمدند شکایت کردند، برویم سراغ رفعش. نرویم سراغ اینکه دولت را تضعیف کنیم یا برویم مجلس تضعیف بکنیم یا برویم اشخاص را چه بکنیم. این مسئله‌ای است که من عرض کردم و من امیدوارم که مؤثر واقع بشود در این آقایان.
والسلام علیکم و رحمة الله