لکن آن چیزی که مبدأ این عمل می‌شود، آن چیزی که مقابله مابین پدر و پسر را در آن جا متحقق می‌کند، این یک مسائل قلبی و روحی و معنوی است، فوق این مسائلی که ماها می‌فهمیم. ما همین می‌گوییم که ایثار کرد، قربانی کرد و واقعاً این‌طور بوده است، مهم هم هست. لکن آیا درنظر ابراهیم هم ایثار بوده است؟ ابراهیم هم در نظرش این بوده است که حالا یک چیزی، تحفه‌ای می‌برد پیش خدا؟ اسماعیل هم - سلام الله علیه - در نظرش بوده که یک جانفشانی دارد می‌کند برای خدا؟ یا مسئله این نیست. این مسئله‌ای است که تا نفسانیت انسان هست، خودیت انسان هست، ایثار اسمش هست. من ایثار می‌کنم در راه خدا فرزندم را، من ایثار می‌کنم در راه خدا جان خودم را. این، برای مامهم است و زیاد مهم است، برای ابراهیم نیست مسئله این، ایثار نیست. ابراهیم خودی نمی‌بیند تا ایثاری کرده باشد، اسماعیل خودی نمی‌بیند تا ایثار کرده باشد. ایثار این است که من هستم و تو هستی و عمل من و برای تو و ایثار. این، در نظر بزرگان اهل معرفت و اولیای خدا شرک است، در عین حالی که در نظر ما کمال بزرگی است، ایثار بزرگی است.
عید برای ما یک معنا دارد، برای ابراهیم و برای پیغمبرها یک معنای دیگری دارد، ما هم عید می‌کنیم، آنها هم عید می‌گیرند، لکن آنهایی که عید می‌گیرند عید لقاست، آنها عود می‌کنند به آن جایی که از آنجا ظاهر شدند و عید می‌گیرند برای این امر، البته بعد از ارجاع به - باز از آن معنای سیرالهی - بعد از ارجاع اسمش عید می‌شود. و بعدهای معنوی‌اش بسیار زیاد است و دست ما از آن کوتاه است و بعدهای سیاسی و اجتماعیش هم زیاد است و زیاد بوده است و امیدواریم که زیاد بشود.
جهاد اکبر
امیدواریم که مسلمانها به خود بیایند و از همین عباداتی که خدای تبارک و تعالی برای آنها مقرّر فرموده است، از همینها، هم سیر معنوی بکنند و هم برداشتهای سیاسی و هم عمل.
این‌طور نباشد که نماز را ما همان جهت تقرب الی الله آن را ملاحظه کنیم. البته آن‌