تکلیف شده است که در مساجد جشن بگیرند و اذان بگویند؛ و از این مطالب خیلی زیاد است.
راجع به قضیه دعوت جنابعالی، این مطلب در سال قبل صحبت شد و آقای حاج آقا حسن شیرازی اخوی آقای حاج آقا محمد (1) کراراً آمدند و گفتند من مذاکراتی کرده‌ام و ممکن است اگر امثال شماها کاغذی به ملکِ سعودی بنویسد تأثیر کند. و بعد هم گفته شد آقای خویی می‌نویسند یا نوشته‌اند، و آقای شاهرودی وعده کرده‌اند با ملک در سفر حج مذاکره کنند. بالاخره اینجانب با اطمینان به اینکه در این امور هیچ تأثیری در حجاز نیست، مع ذلک چیزی نوشتم و آقای شیرازی بردند. پس از مدتی هم به وسیله سفارت حجاز یک جواب بی‌سر و ته‌ای آمد. امسال آقای حاج آقا حسن (2) آمدند و گفتند که بناست وَفْدی (3) برود، و قول داده‌اند که قضات آنجا حاضر برای مذاکره شوند. عده‌ای را که در این امر صلاحیت نداشتند ذکر کردند. اینجانب دخالتی نکردم، زیرا اطمینان دارم بر فرض آنکه مجلسی تهیه شود و طرفین دعوا حاضر شوند، هیچ نتیجه مثبتی گرفته نمی‌شود. علاوه خوف آن است که آقایان نتوانند در آن محیط و با آن اشخاص که اینها را کفار و مُبْدِع (4) می‌دانند به طور شایسته گفتگو کنند، و مجلس ختم شود به فَشَل شدن و تا آخر محکوم گردیدن. اجمالاً به ایشان مطلب را گفتم، و باز گفتم اشخاص مذکور (جنابعالی در آنها نبودید) صلاحیت این امر را ندارند. و تذکر دادم که اگر هم لازم می‌دانید این امر را طوری نکنید که تمام قوای شیعه را مقابل قرار دهید بلکه چند نفر به عنوان یک قُطْر، (5) نه آنکه نماینده تمام ممالک شیعه و علمای مذهب اینها باشند، و بعد با چند کلمه فشل (6) شوند.