پاپ برای آن کشیشی که در واشنگتن دارد، آن بودجه‌ای که برای همان کشیشی که در واشنگتن است، آن وقت من یادم است که حساب کردم، حساب کردیم دیدیم شد، قلم؛ یک قلمی بود که از تمام بودجه‌ای که حوزه‌های شیعه دارند بیشتر بود! شما چیزی ندارید که سر او دعوا کنید. سر دیانت است؛ دیانت هم که دعوا ندارد. الحمد للَّه دیانت دارید اما دیانت که دعوا ندارد. سر همه اینها به دنیا برمی‌‌گردد. انسان خودش را بازی می‌دهد که من در فلان جبهه که واقع شدم تکلیف شرعی اقتضا می‌کند! تکلیف شرعی اقتضا می‌کند که انسان اهانت کند به مسلمین؟! اهانت کند به ملّا؟! اهانت کند به - عرض می‌کنم که - همجنس خودش؟! این تکلیف شرعی است؟! دنیاست آقا اینها! هواهای نفس است.
دستهای ناپاک در پی ساقط کردن حوزه‌ها
انسان اگر چنانچه در خلال تحصیلی که مشغول تحصیل است یک قدم هم برای تهذیب نفس بردارد ... این حوزه‌ها فاقد شدند این مطالب را. این نیست الآن، کم است اینها. اینها هم نمی‌گویند. کم است آن اشخاصی که حالا هم یک حوزه تهذیبی داشته باشند؛ یک حوزه اخلاقی داشته باشند؛ یک حوزه موعظه‌ای داشته باشند. یک دستهای ناپاک اینها را ساقط کرده؛ یعنی این حوزه‌ها را ساقط کرده است. ای آقا! فلانی اهل منبر است! خوب، اهل منبر باشد. حضرت امیر هم اهل منبر بود. اینها برای این است که این حوزه‌ها از این معنویاتی که دارند ساقط بشوند. مادیات هم که ندارند، یک آبرویی هم که در جامعه دارند که دولتها از این آبرویی که اینها در جامعه دارند می‌ترسند، از من و جنابعالی که نمی‌ترسند، من و شما که قدرتی نداریم، اگر از یک آخوندی، از یک مرجعی، بترسند، نه از دعای او می‌ترسند و نه از نفرین او می‌ترسند، کیْ آنها اعتقاد به دعا و نفرین دارند؟ آنها از ملتها می‌ترسند؛ می‌ترسند که اگر اهانتی به فلان بکنند ملتها بر آنها چه بشود. اگر ما به جان هم بیفتیم و من آن را تکفیر کنم، او من را تکفیر کند، هر دومان ساقط بشویم، خوب در بین ملتها هم، ملت هم از دست ما می‌رود؛ چنانچه رفته است‌