حالا؛ یک مقدار کمی از آن مانده، باقی‌اش از بین رفته. همه‌اش وقتی که انسان می‌شنود از اشخاص، هی اشکال بر این است که آخوندها این جورند و این جورند!
وضع حوزه نجف
در خصوص نجف یک زوایدی هست که در سایر جاها نیست؛ این از مختصات نجف است. حوزه، حوزه قدیمی هزار ساله است؛ دیگر حوزه‌ها حوزه‌های جدید هستند. حوزه در جوار حضرت امیر واقع شده، دیگران در جوار حضرت امیر نیستند. خوب، ما باید یک قدری مطالعه کنیم در وضع زندگی این مرد بزرگ. ما ادعا می‌کنیم شیعه هستیم؛ چه شیعه‌ای؟! خوب آن زهد دارد، من که ندارم، باز شیعه‌ام؟! او تقوا دارد، ما نداریم، باز شیعه هستیم؟! او وضع زندگی‌اش چطور است، ما نداریم، باز هم شیعه هستیم؟! شیعه هستی، آخر شیعه باید یک مشایعتی از او کرده باشد، یک تبعیتی از او کرده باشد تا شیعه باشد.
تعجیل در «توبه»
من می‌ترسم که وقتی که رسید به اینجایی که موت آمد برای ما، ما از این مذهب شیعه و از این اسلام و از اینها اصلاً خارج بشویم - خدای نخواسته - از این دنیا برویم! اگر بنا باشد که اعمال ما اینطور باشد که وضع زندگی ما وضع اعمال ما این نحو باشد که انسان ملاحظه می‌کند، بترسید از اینکه خدای نخواسته در آخر عمر وقتی که ... در روایتی هست که وقتی که نفَس به اینجا رسید، یا نفَس به اینجا رسید و اشاره به حلقوم کرد، عالِم دیگر برایش توبه نیست! برای اینکه در آیه شریفه فرموده است که آنهایی که عمل می‌کنند «بِجَهالَةٍ»، آنها برایشان توبه است. (1) عالِم حالا که مهلت دارد، توبه می‌تواند بکند؛ اما به شما سند دادند که از این مجلس می‌توانید بیرون بروید؟ شاید صاعقه آمدش. سندی ندادند که. به شما سند دادند که تا فردا زنده هستید؟ شاید نبودید! به ما سند دادند که تا ده سال دیگر زنده هستیم؟ خوب، شاید نبودیم. اگر جوانها به فکر نباشند