است و از حب دنیاست یک همچو چیزهایی. آن - حالا اگر با این تعبیر هم نباشد - واقع مطلب همین است. دین اسلام، دین ما را، از بین می‌برد این حب نفس؛ این حب جاه؛ این حب مسند- اینها دین را ازبین می‌برد. یک قدری فکر کنید که این حب را از دلتان بیرون بکنید. چیزی نیست. آخراین صحیح نیست که اینها حب دنیا داشته باشند؛ آن هم این دنیا! من تکلیفم این بود که امروز به آقایان این مطالب را عرض بکنم، و آن مقداری که از قِبَل من است ابلاغ بکنم به آقایان که آقایان خیلی توجه داشته باشند این نحو کارها که انجام می‌گیرد، یا بنا دارند انجام بدهند یا امثال ذلک، اینها به ضرر آبروی خودشان تنها تمام نمی‌شود؛ به ضرر آبروی یک جامعه تمام می‌شود، به ضرر آبروی یک ملت تمام می‌شود، به [ضرر] اسلام تمام می‌شود. و شما خیلی مسئولید در این باب اگر چنانچه جلوی مفاسد را نگیرید. دست بردارید از اینطور اختلافات جزئی و امثال این اختلافات جزئی که خیلی مبتذل است! بسیار مبتذل است! مبتذل! خودمان این را نمی‌فهمیم چقدر مبتذلیم. ما مبتذلیم! ما یک اشخاصی هستیم که جامعه هم، کأَنه دنیامان را رأس خودمان قرار داده ایم. حب نفس ما ... چیزی دست ما نیست! همه را از دست ما گرفته‌اند. ما را زیر یک مدرسه‌ای، کنج یک مدرسه‌ای، یک خانه‌ای، کنج یک خانه [گذاشته‌اند]! سر این مدرسه، سر این کنج خانه دعوا کنیم! سر چی دعوا کنیم؟ این دعوا دارد؟! این حرفها چیست آقا؟ شما با نظر رحمت نگاه کنید به بندگان خدا. خوب، هر کسی حق دارد خوب یک کاری بکند، به شما چه اگر خلاف شرع است؟ ... امر به معروف و نهی از منکر برای شما ... امر به معروفش کنید، دعوا و چیز دیگر لازم نیست.
ان شاء الله خدای تبارک و تعالی به همه آقایان توفیق عنایت کند؛ و اصلاح حال همه حوزه‌های اسلامی را ان شاء الله بکند؛ و ما را مجهز کند برای آن دنیا. این دنیا از دست ما رفته و می‌رود، چیزی نیست؛ چیز حسابی نیست که انسان به او دل ببندد، مهم آن دنیاست. ان شاء الله خداوند آن دنیای شما را آباد کند؛ و شما را موفق کند به خدمت به اسلام و مسلمین؛ و شما را مهذب کند؛ و خود شما در فکرِ تازه ان شاء الله بیفتید. و فردا ان شاء الله مباحثمان.