قتل عام کردند که خونهایش به دیوار تا مدتی بود و مسجد را درش را بسته بودند که کسی نبیند، ما جشن بگیریم؟! برای آنکه 15 خرداد را پیش آورده، و به طوری که گفته‌اند و یکی از علمای قم به من گفت که در قم چهارصد نفر را کشته‌اند و روی هم رفته گفته می‌شود که پانزده هزار مردم را قتل عام کرده‌اند، ما جشن بگیریم؟! برای اینها ما باید جشن بگیریم؟! خوبهای اینها شقاوت داشتند. یکی از آنهایی که جزء خوبها حسابش می‌کنند و شاید فواتح برایش خوانده می‌شود، برای خاطر اینکه یکوقت به کالسکه او جسارت کرده بود یک فوج گرسنه - در بین راه حضرت عبد العظیم یک فوج گرسنه‌ای نان خواسته بودند، گرسنه بودند، بیچاره بودند، یک سنگی هم پرت شده بود یا کرده بودند طرف کالسکه او - گفت که این فوج یا این دو فوج را طناب بیندازید، بردند طناب انداختند [و] عده کثیری را با طناب خفه کردند. و یکی از وزرای بزرگ، یکی از اشراف ایران، رفت اعتراض کرد که آقا اینها بنده خدایند، چرا این جور می‌کنید. این خوبهایشانند، بدهایشان که وامصیبتاست که ما داریم می‌بینیم.
برای این حکومتها عزا باید گرفت
اینها با هفت معاء می‌خورند؛ با هفت معاء! اصلاً اعتنای به اینکه یک ملتی است [و] این ملت باید زندگی بکند ندارند. هر روز - هر روز نه البته، بسیاری از اوقات - به ما می‌نویسند که اجازه بدهید فلان جا حمام درست کنیم. پس چه شد این حرفهای شما که می‌گویید همه ایران در رفاه هستند؟ همه ایران در رفاه هستند و بچه‌هایشان را می‌فروشند برای گرسنگی! در رفاهند همه ایران؟! چه رفاهی الآن برای ایران هست؟ بازار ایران را دارند الآن چپاول می‌کنند که یک مقداری‌اش را خرج این جشن مفتضحانه بکنند، باقی‌اش را هم خودشان مصرف کنند یا مأمورین مصرف کنند. سرمایه‌های مردم و مسلمین بیچاره را صرف این می‌کنند و از بودجه خودِ مملکت چقدرها، چقدر میلیونها، دهها میلیون خرج یک همچو ملعبه‌ای، یک همچو مضحکه‌ای می‌کنند. برای چه؟ برای هوای نفس. همینکه گفته بشود که ما آنیم که جشن گرفتیم، و ما مفاخرمان این است که‌