بگوید؟! قصه سرایی می‌خواسته بکند؟!
مبارزه در منطق قرآن و سنت نبی (ص)
قصه حضرت موسی را آنهمه در قرآن تکرار می‌کند. اگر می‌خواست قصه بگوید، خوب قصه گو یکی می‌گوید بس است دیگر. چند دفعه می‌گویی! آنهمه قرآن پافشاری می‌کند و در هر چند صفحه‌اش موسی را پیش می‌آورد و مخالفت با فرعون، برای اینکه بگوید آقا بفهم! آنهمه قرآن از - عرض بکنم - مقاتله، از قتال با کفار، و از قتال با کذا و منافقین و اینها ذکر می‌کند، می‌خواهد قصه بگوید؟! خوب، قصه یک دفعه گفت بس است دیگر. مگر قرآن کتاب قصه است؟! قرآن کتاب انسان سازی است، کتاب انسان متحرک است، کتاب آدم است، کتابی است که آدمی باید از اینجا تا آخر دنیا و تا آخر مراتب حرکت بکند، یک همچو کتابی است که هم معنویات انسان را درست می‌کند و هم حکومت را درست می‌کند. همه چیز توی قرآن هست، و در سنت نبی - صلی الله علیه و آله و سلم - و اخبارْ ما مطالعه باید بکنیم ببینیم که - ما - تکلیفمان چیست، قرآن با ما چه گفته، باید چه بکنیم؟ هی ما قرآن را خوانده ایم که فرعون کذا و کذا، موسی کذا و کذا؛ تدبّر نکردیم که خوب آن چیزی که گفته برای چه گفته. برای اینکه تو هم مثل موسی باش نسبت به فرعون عصرت، تو هم عصایت را بردار مخالفت کن با این مردک. لااقل تأیید نکنید از این دستگاه.
خداوند ان شاء الله که همه شما را توفیق بدهد؛ موفق باشید. خداوند ان شاء الله این را از سر مسلمین بردارد. خداوند تبارک و تعالی این مردمی که الآن ممکن است گرفتار باشند، خدا حفظشان بکند. خداوند تبارک و تعالی این قضیه را به صلاح مسلمین و به صلاح مذهب ختم بفرماید.