- آنطوری که برای ما دارند نقل می‌کنند از بچه‌های تازه به زبان آمده تا بزرگها و جوانها و پیرها و اینها، از دختر بچه‌ها و پسر بچه‌ها تا زنها و خانمهای بزرگ و مردهای بزرگ و آدمهای دیگر؛ اینها همه الآن کانَّهُ یک برنامه الهی درکاربوده است. دست بشرهمچوقدرتی ندارد که اینطور مردم را بیدار کند که همه طبقات و همه بچه‌ها و بزرگها، اینها با هم به یک راه بروند. این یک مطلب غیرعادی است؛ کانَّهُ لطفی از جانب خدای تبارک و تعالی است به ملت ایران که با این نهضتی که کردند و با این وحدت کلمه ان شاء الله مقاومت کنند.
رژیم شاهنشاهی، منشأ همه مفاسد
و این فسادی که در ایران پیدا شده است که همه فسادها زیر سر رژیم شاهنشاهی بود در تاریخ، از اولی که رژیم شاهنشاهی پیدا شده است تا حالا که ما مشاهده می‌کنیم، هر چه مَفْسَده بوده است، رژیم شاهنشاهی این مفاسد را ایجاد کرده، منتها هر وقت به اقتضای خودش؛ یکوقت اقتضایش یک نحو بوده است و در این عصری که، در این عصری که من درک کردم و گمان دارم هیچ کدام از آقایان درک نکرده اید، ابتلای به رضا خان [است‌] که انگلیسها آن وقت رضا خان را آوردند و کودتا درست کردند و مسلط کردند رضا خان را بر ملت. مأمور اجرای مقاصد اجانب بود او. از آن طرف، اجرای مقاصد آنها را می‌دید موقوف است به اینکه طبقه روشنفکر، طبقه علما، طبقه متدینین، اینها را بکوبد و از بین ببرد؛ از آن طرف هم چون آن منافع موقوف به این بود، عمل کرد به این کار [تا] منافع را به جیب آنها بریزد و خدا می‌داند که ما چه مصیبتها در زمان آن پدر کشیدیم؛ و همه‌مان هم که الآن مشترکیم در اینکه در زمان این پسری که خلف آن پدر است. این حقاً پسر رضا خان است، یعنی همه خاصیتهای فسادی که در پدر بود در این هم هست به اضافه یک چیزهای دیگر، به اضافه سالوسی. رضاخان یک آدم قلدری بود و همه‌اش قلدری می‌کرد؛ ملت هم آن وقت در مقابلش هیچ ایستادگی نداشت؛ یعنی کم بود، البته بود اما کم بود. به این ترتیبی که الآن هست نبود آن وقت، لکن رضا خان دیگر خودش را نمی‌چسباند به اسلام و به قرآن و به احکام مبین اسلام؛ دیگر ریاکاری نمی‌کرد. سرنیزه بود و می‌زد و می‌رفت. ایشان آن جهات را دارد؛ یعنی با