مربوط به طبیعت است و مربوط به حکومت است، آن آیاتی که مربوط به قیامت است قبول ندارم. برای اینکه نمی‌داند این آدمْ قیامت یعنی چه و آن روزی که می‌آید چه روزی هست. او خیال می‌کند خیالی است؛ نخیر، عینی است و عینیتش از عینیت این طبیعت زیادتر است، منتها حالا ما به آن نرسیدیم.
محصور نکردن اسلام
در هر صورت، می‌خواستم این سفارش را به همه محصلینی که در اروپا [هستند] - خداوند همه را توفیق بدهد - بکنم که اسلام را محصورش نکنید در یک محفظه‌ای که خیال کنید مکتبْ مثل مکتب کمونیست است، مطلبْ مثل مکتب مارکسیست است، مکتبْ مثل مکاتب دیگر است؛ این جورها نیست در کار. کسانی که نمی‌دانند اسلام چیست، خیال می‌کنند یک همچو مطلبی است.
وظیفه ما در قبال ایران ناآرام
و مطلب دیگر این است که خوب ما الآن موظف هستیم به وظایفی؛ الآن ما همه که اینجا آرام نشستیم، ایران ناآرام است. الآن ما فردای ایران را از آن نگران هستیم؛ نمی‌دانم فردا در ایران چه خواهد شد. باید فکری ما بکنیم. حالا من هم در فکرش هستم که باید چه بکنم؛ اما همان طوری که ملاحظه می‌کنید تا حالا، الآن قریب یک سال است که آرامش از ایران رفته است. هر گوشه‌اش را که می‌بینید یک انقلابی هست. هر طرفِ شهری از شهرهایش را که می‌بینید یک - عرض می‌کنم که - اعتصابی هست. حالا که در این چند روز آخر و تقریباً چندین روز آخر است که اعتصاب تمام ایران را فراگرفته است. همه کارخانه‌ها، همه روزنامه‌ها، همه - عرض می‌کنم که - عمال دولتی و غیر دولتی در اعتصاب الآن هستند - تقریباً در اعتصاب هستند. مردم هم همه در مصیبت و اعتصاب هستند؛ و ما که در اینجا هستیم و آرام هستیم نباید فراموش کنیم آنها را. ما باید به آن اندازه‌ای که می‌توانیم، به آنها کمک بکنیم. با قلم می‌توانیم با قلم کمک کنیم؛ می‌توانیم در مطبوعات اینجا یک چیزی را از حالات ایرانی‌ها و از ظلمی که دارد بر ایشان می‌شود و از جنایاتی که این رژیم بر آنها کرده است، بتوانیم در مطبوعات اینجا یک چیزی را