بکنند اینها.
اگر این طرح از ابرقدرتهاست، بسیار احمقانه [است‌]! اگر از خود دستگاه هم هست، خوب توی آن احمق هست؛ آدم ناقلا هم هست! اگر احمقها تنظیم کرده باشند که احمقانه است، اگر این آدمهای چیز فهم تنظیم کرده باشند، بر ضد او می‌خواهند تنظیم بکنند؛ آنها هم با ملت معلوم می‌شود همراهند! می‌خواهند مردم را بیدار کنند که‌ای مردم بدانید که توبه این آقا حمله است، نه مرگ است! توبه گرگ را می‌گویند مرگ است اما توبه ایشان حمله است!
قابل عفو نبودن جرایم شاه
با این وضع چطور ممکن است که یک بن بستی که الآن هست این برداشته بشود و یک ملتی که به پاخاسته و همه اقشار آن بیدار شده است و همه توجه به مسائلْ به طور صحیح پیدا کرده‌اند و خیانتها همه روشن شده است و جنایتها هر روز دارد می‌شود، چطور امکان دارد که یک مردمِ اینطور که حالا پا شده‌اند و حق خودشان را مطالبه می‌کنند، یا خود مردم یا سران مردم - از روحانی و سیاسی و بازاری و دانشگاهی - بیایند واسطه بشوند که آقا، آقا توبه کردند! بیایید ببخشید! عذر می‌خواهند! من عرض کردم که ما فرض کنیم که این آقا توبه کرده است و بعد از این هم کوشش می‌کند در اینکه دموکراسی را اجرا کند و کوشش می‌کند در اینکه استقلال برای مملکت ما تهیه کند و همه خوبیها هم به فرض محال این در خودش می‌خواهد جمع بکند، خوب تا حالا چه؟! تا حالا این کارهایی که کرده، این جرمها را که کرده هیچ؟! یک نفر آدمی که چندین هزار خانواده را بی‌سرپرست کرده، چندین هزار مادر را بی‌فرزند کرده، چندین هزار پدر را بی‌اولاد و بی‌جوان کرده حالا می‌آید در پیشگاه ملت «آقا ببخشید، معذرت می‌خواهم»، می‌پذیرند؟ آن کسی که بپذیرد، جواب این مادر و پدرها را چه می‌دهد؟ آنکه قبول کند که ایشان «سلطنت» بکنند نه حکومت، اگر هم ما فرض کنیم که این نیرنگ نیست - که هست، بلااشکال هست - اگر این هم فرض کنیم، خوب جواب این مردم را ما چه بدهیم؟ خوب این پیرزنی که بچه‌هایش همه هم کشته شده‌اند و منزلش خالی شده است از اولاد،