دوستی نیست. حرفها، حرفهایی است که نمی‌گیرد دیگر. درست نیست این حرفها.
و الآن یک تکلیفْ بیشتر از برای ایرانی‌ها نیست و آن اینکه این نهضت را محکم نگه دارند و هر چه می‌توانند بکوبند این دستگاه را تا برود از بین. اگر سستی بکنند و بکنیم، خیانت کرده ایم به این ملت و خیانت کرده ایم به اسلام و قرآن کریم؛ برای اینکه این آدم باهمه چیز ما بد است. این دشمن خونخوارِ همه چیز ماست! اگر یک کسی سستی کند در این قضایا، اهمال کند در این قضایا، کلمه‌ای بگوید که همراهی باشد با این آدم، این خائن به ملت است، خائن به اسلام است، و باید احتراز کرد از او. تکلیف همه شما، همه شمایی که در خارج هستید، این است که با ملت ایران همراهی کنید، پیوند کنید به ملت ایران.
مخالفت شاه با رشد فکری جوانان
از این مطلبی که سؤال کردند از من این آقایانی که از خارج آمده بودند، از آلمان آمده بودند، که ما راجع به این کاری که داریم می‌کنیم، این کاری است که اینها - قبل از این آقایان هم، جلوی اینها هم یک دسته دیگر چند روز پیش از این آمدند به من گفتند، اینها هم همین مطلب را با اضافه یک کلمه‌ای گفتند - آقایان (1) خودشان اعتقادشان این است که این کاری که اینها دارند می‌کنند برای ایران منفعت که ندارد، یک خطری برای ایران هست. و این تا اینکه آن (آقایان هم تصریح کردند) کار تا آن وقتی که نفت ما از بین برود، این هم کارش تمام می‌شود. این نمی‌شود جای نفت را بگیرد برای اینکه عمرش بیشتر از این نیست. این را آن آقایان می‌گفتند. این اطلاعْ دیگر مال خود آقایان است که باید داشته باشند. و آن آقایان می‌گفتند که ما که در اینجا، در این بنگاه (2) داریم کار می‌کنیم، ما را به یک حدی دارند نگه می‌دارند و نمی‌گذارند رشد علمی کنیم. پس شما در اینجا نه نتیجه علمی می‌برید و نه خدمت به وطن می‌کنید بلکه می‌گویید مضر است. و اگر چنانچه اینطور تشخیص دادید، باید نروید در این بنگاه. باید یک کار دیگر انجام‌