بدهید. تکلیفْ محول بر تشخیص خودتان است. اگر شما آقایان تشخیص دادید که این یک بساطی است برای اینکه شماها را، جوانها را نگذارند قوه‌هایشان، استعدادهایشان شکوفا [یی‌] پیدا کند، چنانکه دانشگاه‌های ما اینطوری هست، چنانکه همه جای ایران این جوری است که نمی‌خواهند بگذارند جلو بروید شما، می‌خواهند شما را همچو به یک حد عقبی نگه دارند تا اینکه تحت فرمان اجانب که می‌خواهید واقع بشوید اعتراض نداشته باشید، شما را به یک حد محدودی نگه می‌دارند، کارشناسها را از خارج می‌آورند و کارِ، چیزهای ملت ما قوای ملت ما صرف این می‌شود که فرمان از کارشناسها ببرند، و به عبارت دیگر اینها عملگی بکنند و آنها آقایی بکنند، اینها عملگی بکنند و ماهی چند غاز (1) بگیرند، آنها آنجا بنشینند و پیپ بکشند و یک طرح برخلاف و ضد ملت ایران بدهند، و در ماه نمی‌دانم چقدرها ... خدا می‌داند چقدر می‌گیرند.
نقشه جدا کردن مردم از اسلام
اصلاً از اول نقشه این بوده است. از زمان رضا شاه این نقشه‌ها بود که باید این ملت را عقب نگه داشت؛ باید این ملت را از دیانتش منفصل کرد. اینها می‌دانستند که این چیزی که اعتراض است و آن چیزی که محرک مردم و جامعه می‌تواند باشد قرآن کریم است وآنهایی که از قرآن متابعت می‌کنند. از زمان رضا شاه این مطلب پیش آمد که اسلام را وخدمتگزاران به اسلام را - هر دو را کوبید. یک خطابه در تمام ایران نبود؛ یک منبر در تمام ایران نبود - همه منابر تعطیل بود که سر تا تهِ ایران در ماه محرمش، در ماه رمضانش، هیچ چیز نبود! هر آخوندی از منزل در می‌آمد گرفتار شده بود، [گرفتار] می‌شد و می‌بردند او را به کلانتری. همین طور عبایش را می‌بریدند با جامه‌اش می‌گفتند: برو بیرون. آن یکی را رها می‌کردند، آن یکی را می‌گرفتند جای دیگری. همان وقت چه جنایاتی این مرد کرد به اسلام و مسلمین. بعد هم به ارث داد به این مرد، و این را همه دارید می‌بینید دارد چه می‌کند؛ یعنی آن صفحه‌ای که ظاهر است می‌بینید؛ این صفحاتی‌