اعلام کردند حقوق بشر را و اعلامیه دادند برای حقوق بشر، تا چه حد ایران را در این حقوق اولیه بشر مراعات کردند؟ آزادی بیان، آزادی انتخابات، آزادی مطبوعات، آزادی رادیو - تلویزیون، تبلیغات، این از حقوق بشر و از ابتدایی ترین حقوق بشر است. امریکا نمی‌داند که ما نه یک تبلیغات آزاد داریم نه یک مطبوعات آزاد داریم؟! الآن تمام مطبوعات ایران تعطیل است از باب اینکه دوباره حکومت نظامی آمد و همه را سانسور کرد و عده زیادی را گرفت، عده زیادی از اشخاص مختلف؛ تا حالا ششصد نفر می‌گویند از سرشناسها را گرفته‌اند.
امریکا نمی‌داند که در ایران، مطبوعات ایران هیچ وقت آزاد نبوده؟ آزاد به معنای حقیقی؟ این چند روزی که یک آزادی جزئی صوری دادند، در هیچ یک از مطبوعات ایران حق اینکه یک کلمه راجع به خود شاه - که سرکرده دزدهاست - یک کلمه بنویسند، هیچ همچو چیزی نبود؛ در همه مطبوعات ایران. شما این روزنامه اطلاعات، این روزنامه کیهان، روزنامه‌های دیگر، در هیچ یک از مطبوعات ایران شما نمی‌بینید که یک کلمه راجع به شاه نوشته شده باشد. هر چه هست هی دولت و - عرض می‌کنم که - مأمورین؛ و همه تقصیرها را گردن مأمورها می‌گذارند و گردن دولتها می‌گذارند و گردن - مثلاً - نظامیها می‌گذارند اینها؛ حال اینکه آن جانی اصیل عبارت از شخص شاه است.
ادعای حقوق بشر کارتر و طرفداری او از دولت نظامی
اگر مطبوعات آزاد باشد باید بگویند به اینکه چه کسی این جنایتها را دارد می‌کند؛ و با امرِ کی این جنایتها دارد واقع می‌شود. الآن بیش از پانزده سال است که دائماً مشغول این جنایات هستند؛ و ما در مدتِ، در طولِ مدت مشروطه - الّا خیلی نادر - یک انتخابات ملی نداشتیم. در زمان حکومت رضاشاه و این شاه هیچ وقت حکومت آزاد و یک مجلس آزاد ما نداشتیم؛ همه‌اش مجالسی بوده است که با سرنیزه درست شده. مردم از حقوق اولیه شان این است که راجع به وکالتی که می‌خواهند در مجلس اشخاص را بفرستند، آزاد باشند که یک کسی را در مجلس بفرستند که سرنوشت یک مملکتی را می‌خواهند اینها تعیین کنند، می‌خواهند تمام امور مملکت تحت نظر اینها اداره بشود. اگر