معنایی که دین از سیاست جداست، مطلبی است که استعماریها انداخته‌اند در دهن مردم و می‌خواهند به واسطه این، دو فرقه را از هم جدا کنند؛ یعنی آنهایی که عالِم دینی هستند علی‌ حده‌شان کنند؛ و اینهایی که غیر عالِم دینی هستند علی‌ حده‌شان کنند. سیاسیون را از سایر مردم جدا بکنند تا استفاده‌هایشان را بکنند. اگر این قوا با هم مجتمع بشوند، آنها می‌دانند که با اجتماع قوا نمی‌توانند منافعی را که می‌خواهند ببرند؛ ولهذا دامن به این تفرقه‌ها زده‌اند زیاد. اول همین معنا که دین از سیاست جداست. قبل از این معنا، اصلش دین افیون است! دین افیون مردم است! آخوندها درباری هستند! جدا کردند اصلاً؛ دین را در نظر مردم متزلزل کردند.
پیامبران از اقشار محروم جامعه
در صورتی که کسی اگر ملاحظه کرده باشد اینهایی که ادیان را در دنیا آورده‌اند، حضرت ابراهیم - سلام الله علیه - حضرت موسی - سلام الله علیه - حضرت رسول - صلی الله علیه و آله - اینها ببینیم از چه طایفه‌ای بودند، چکاره بودند؟ آیا اینها را [مثلاً] حضرت موسی را فرعون روی کار آورده است؟! یا حضرت موسی یک شبانی بوده، از اینجا رفته سراغ فرعون؟ حضرت موسی رفته و فرعون را خواسته بکوبد و فرعونیتِ او را از دستش بگیرد؟ یا فرعون او را برده پیش خودش تا اینکه مردم را خواب بکند؟! حضرت موسی مردم را آگاه کرد و بیدار کرد، و با آن بیداری به فرعون حمله کرد و آن کارهایی که کرد. خود پیغمبر ما؛ ... هم شبانی کرده است هم از همین توده مردم، از همین توده طبقه سه بوده است. و از اول که قیام کرده بر ضد قلدرها، بر ضد دیکتاتورها - که در آن زمان در جزیرة العرب عبارت از قریش بودند و یک طوایف دیگر - بر ضد آنها قیام کرده؛ نه اینکه آنها این را آوردندروی کار تا مردم را اغفال کنند! این مردم را آگاه کرده و رفته سراغ آنها.
مبارزه پیامبر اسلام با سرمایه دارها
اگر کسی تاریخ اسلام را بداند، از آن وقتی که ایشان به مدینه رفتند یک عده‌ای از