اگر طبیبهای ایرانی بیایند، اختلال پیدا می‌کند در امریکا! اینطور نیست که اینهایی که رفتند و تحصیل کردند و یا در همین جا تحصیل می‌کنند، اینها کمتر از آنها باشند. نخیر، اینها هم همان طور هستند. اینها هم مثل آنها یا بهتر از آنها هستند. ما در آنجا - فرانسه - هم که بودیم گاهی مثلاً گرفتاری پیدا می‌کردیم، اطبا را می‌دیدیم خیلی از آنها چیزی که فوق العاده باشد من که نفهمیدم! و اشخاصی هم که رفتند باز با همان حالِ مرض برگشتند. اینجا جوابشان دادند رفتند آنجا، آنجا هم همین حال بوده است. این برای این است که اینها جدیت کردند در این سالهای طولانی که ما را تهی کنند از مغز خودمان. یعنی ما را همچو غربزده کنند که چیزهایی هم که پیش خودمان بهتر است به [آن‌] سوء ظن پیدا کنیم، و عقیده‌مان این باشد که نه اینطور خوب نیست؛ خوب است که آنطور باشد. حال آنکه مسئله اینطور نیست و همچو نیست که آنها در این مسائل عقلی یا در مسائل طبی خیلی جلو باشند. خوب، بله هستند اما نه اینطوری که ما توهّم می‌کنیم.
نمونه‌ای از برکات نهضت
بنابراین، یکی از برکاتی که در این نهضت هست این است که ماها را با هم مواجه کرده است. ما از هم دور بودیم؛ و این هم باز دست اجانب بود که ماها را از هم دور کرده بود. با اینکه ما با شما همکاریم: ما طبیب روحانی هستیم، شما طبیب جسمانی - همه طبیب انسان هستیم. ما باید با هم متصل باشیم؛ مثل یک بدن که روح دارد و جسم دارد، روحانیین و اطبا هم یک بدن هستند که یکی آن جنبه است یکی این جنبه است لکن مع الأسف ما تا حالا یک همچو اجتماعی را - غیر از این آخری که در تهران هم البته اطبا می‌آمدند - این اجتماعات را ما قبلاً نداشتیم؛ نه با شما نداشتیم، با دانشگاهیها هم نداشتیم، با قضات هم نداشتیم، با وکلا هم نداشتیم. یکی از برکات این نهضت این است که ما مواجه حالا می‌شویم با شماها و حرفهایمان را با هم می‌زنیم.
ریشه کن نشدن استعمار
ما می‌خواهیم که این ایران ما- که- تاکنون زیر دست و پای اجانب بوده و همه مخازن‌