من آزاد شده‌ام، نخیر زیر بار کسی نمی‌روم»! نه، این خلاف آن آزادی است که خدا می‌خواهد. آزادی در حدود ضوابط است. «من آزادم حالا، من آزادم سیلی بزنم به ایشان»؛ نه، آزاد نیستم. «من آزادم اطاعت از - مثلاً - فرماندارم نکنم»؛ نه، این آزادی نیست. در حدود قواعد و قوانین آزادی هست. یعنی شما دیگر از کسی الآن اینجا که نشسته اید نمی‌ترسید. اگر قبل از این بود، شما خوف این را داشته اید که از اینجا پایتان ... جمع نمی‌توانستید بشوید. حالا اگر هم آمده بودید، خوف این را داشتید که از اینجا وقتی بروید بیرون، این ساواکی‌ها بیرون نباشند شما را بگیرند و ببرند! و بودند و می‌گرفتند و می‌بردند. این به این معنا - الحمدللَّه - ما الآن آزادیم. لکن معنای آزادی این نیست که من هر کاری دلم بخواهد بکنم. من این را باز هم گفته‌ام که خدای تبارک و تعالی ما را به این آزادی امتحان می‌کند. به این نعمتی که به ما داده است - که از همه نعمتها بالاتر است - الآن ما را امتحان می‌کند که ببیند با این آزادی ما چه می‌کنیم؛ با آزادی رفتاری می‌کنیم خداپسند یا سوء استفاده از آزادی می‌کنیم؟ اگر سوء استفاده از آزادی کردیم، از امتحان درست درنیامدیم و اگر استفاده صحیح کردیم از آزادی، مَرْضِیِ خداست؛ و ان شاء الله خداوند نعمتش را حفظ می‌کند به ما.
برادرهای من! برادرهای من! توجه داشته باشید؛ این نعمتی که خدا به شما داده حفظش کنید. یک نعمتی به شما داده، آن نعمت آزادی، نعمت استقلال؛ این نعمت را حفظ کنید. و آن به این است که: همه با هم دوست و رفیق، و همه با هم بین خودتان رحیم، و بر دیگران شدید. آنهایی که می‌خواهند چپاولتان کنند، مشت تو [ی‌] دهنشان می‌زنید؛ آنهایی که با شما رفیقند، دست برادری می‌دهید، صورت هم را می‌بوسید.
ان شاء الله خداوند همه شما را تأیید کند و همه شما در لشکر امام زمان - سلام الله علیه - صف باشید، باشید ان شاء الله. خداوند ایشان (1) را هم حفظ کند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته