تربیت نیروی انسانی متعهد و سالم
شما ملاحظه بکنید؛ الآن ما وقتی [می‌خواهیم‌] یک دولت صالحی درست بکنیم، هرچه می‌گردیم پیدا نمی‌شود. سه تا، چهار تا، پنج تا آدم پیدا می‌شود که اینها هم از همه جهات جامع نیستند. چرا؟ برای اینکه در این پنجاه و چند سال کوشش شد که نگذارند انسان درست بشود، نگذارند یک رجال فهمیده صحیح درست بشود. سابق (1) مسائل اینطورها نبود اما حالا اینطور است. ما الآن در یک وضعی واقع شدیم که نه نیروی انسانی صحیحی داریم و نه اقتصاد و [نه‌] سایر [امور]. و از همه بالاتر همین است که ما نیروی انسانیمان کم است. در هر اداره‌ای که بخواهیم، الآن کلاه کلاه می‌کنند. در این وزارتخانه‌ها کلاه کلاه می‌کنند. نه اینکه می‌خواهند نشود؛ نمی‌توانند! البته همه میل دارند به اینکه وزارتخانه‌ای که دستشان است صالح باشد، خوب باشد. اینها اشخاص امینی هستند لکن از باب اینکه اشخاص [صالح‌] ندارند، از باب اینکه [نیروی متعهد را] فاقدند، از این جهت کلاه به کلاه می‌کنند و بعضی وقتها [افراد] هم بد از کار درمی آیند. باید با کوشش همه اقشار، خصوصاً آنهایی که معلم هستند، در دانشگاهها استاد هستند [نیروی انسانی درست شود]. در دبیرستانها، در دبستانها، از همان اول که بچه‌ها تحویلشان داده می‌شود باید مسئول تربیت آنها باشند، مشغول این باشند که اینها را تربیت کنند، یک تربیت صحیح اسلامی؛ که در تربیت صحیح اسلامی همه [خصوصیات‌] است. یعنی یک مُسْلم اگر همان طوری که اسلام می‌خواهد بزرگ بشود، این ممکن نیست که به مملکت خودش خیانت بکند؛ ممکن نیست که به برادر خودش، به همسایه خودش، به همشهری خودش، به یک آدم غریبه خیانت بکند. اصلاً خیانت منتفی می‌شود. ما باید کوشش کنیم که افراد صالح درست بکنیم. من از خدای تبارک و تعالی توفیق شما آقایان را می‌خواهم و سلامت همه را طالبم.