نقشه‌ای است برای اینکه می‌خواهند ما یک قدری تعویق بیندازیم [تا] آنها کارشان را تمام بکنند! لذا ما هم جدیت کردیم که نه، ما می‌رویم؛ هرچه پیش آمد بیاید!
موقعیت حساس
مقصود این است که الآن اینها احساس کردند و لمس کردند که ملتی با هم شدند و یک قدرتی پیش آمده. یک قوه ایمان و تحولی در اینها پیدا شد که شهادت را برای خودشان فوز می‌دانند، فریاد می‌زنند که ما می‌خواهیم شهید بشویم. در مقابل تانک می‌ایستند، کشته می‌دهند لکن می‌گویند که دیگر اثر ندارد، دیگر مسلسل اثر (1)) 431 (. این یک واقعیتی است که آنها لمس کردند. الآن بسیار موقعیت ما حساس است برای اینکه با این لمسی که کردند، با تمام قوا الآن دنبال این هستند که بشکنند این را- این نهضت را بشکنند. در داخل دانشگاهها بیایند شیطنت کنند؛ عمالشان بیایند شیطنت کنند. به نظر من اکثراً عمال امریکا هستند به صورتهای اسلامی (2) به صورتهای کمونیستی، به هر صورتی که در می‌آیند - از زیرزمینی، روی زمینی - اینها اکثراً عمال آنها هستند. آنها (3) هم دخالت دارند لکن اکثراً اینطورند. همه دخالت دارند.
وظیفه همه اقشار
الآن ما - همه‌مان - هرکس که ایران را می‌خواهد، هرکس که اسلام را می‌خواهد، هرکس که این ملت را می‌خواهد که مقتدر بشود، ما - همه‌مان - موظفیم که با هم باشیم؛ همان طوری که با هم این سد را شکستیم. اگر یک طایفه می‌گفتند که ما می‌خواهیم بکنیم، امکان نداشت برایشان؛ وقتی همه با هم شدند، شکستند این سد را. اگر الآن ما سستی بکنیم و این اجتماع اسلامی و اجتماع ملی را از دست بدهیم - خدای نخواسته - و شکست بخوریم در این نهضت، دیگر این مملکت روی سعادت به خودش نخواهد دید. برای اینکه یک همچو نهضتی که در تاریخ نظیر ندارد، یک همچو نهضتی دیگر.