می‌کنند و تبلیغات زیاد - راست و دروغ - تا اینکه یک عده مردم را جمع کنند و رأی بدهند. اینجا این مسائل نبود. مسئله، اسلام بود، و مردم روی عقاید اسلامی خودشان با آن شور و شعف رفتند و رأی دادند. از سی و پنج میلیون جمعیت، بیست میلیون بیشتر رأی موافق دادند. این هم سابقه در دنیا ندارد، که آنقدری که می‌شد رأی بدهند رأی داده‌اند. و از آن طرف، بچه‌های اینقدری (1) که به حسب قانون که درست کرده بودند که رأی نباید بدهند، اینها ناراحت بودند! پیش من بعضی از آنها آمدند و ناراحتی می‌کردند؛ و یک عده‌ای اجتماع کردند در آن حیاط، از همین بچه‌ها، و اظهار ناراحتی از اینکه چرا به ما اجازه رأی ندادند. اینها یک مسائلی است که نظیر ندارد در دنیا. و این برای همین است که مسئله اسلامی است؛ و نظیر ندارد در دنیا.
حزبیها - ملیگراها و انقلاب اسلامی
قضیه قضیه «ملی» بودن نیست؛ قضیه قضیه - عرض می‌کنم که - «حزبی» بودن نیست. از این ملیها و از این حزبها بودند که همه شکست خوردند. تا اینجا که ما آمدیم، با روحیه پاک و ضمیر صاف، مردم، با توجه به اسلام، با توجه به دیانت تا اینجا آمدند، و پیش بردند. اگر این روحیه از مردم - خدای نخواسته - گرفته بشود، ما رو به شکست خواهیم رفت. ما با این رمز پیش آمدیم؛ اگر این رمز از دست ما گرفته بشود و اختلافات حاصل بشود؛ [...] که الآن یک قشرهای مختلفی ... [پیوسته‌] خودنمایی می‌کنند؛ و این جزء اشتباهاتی است که می‌کنند؛ اگر چنانچه مثلاً مردمِ ملی باشند و حزبی باشند. اشتباه می‌کنند که یک جبهه‌هایی، یک حزبهای مختلفی درست می‌کنند. این حزبهای مختلف هیچ وقت از آنها کار نمی‌آید. جز اینکه یک تشتتی ایجاد بکنند و یک اختلافی ایجاد بکنند و موجب تشتت و اختلاف بشوند، کاری از اینها نمی‌آید. و اگر - خدای نخواسته - نظر سوء دارند، حساب شده آمده‌اند برای اینکه ایجاد اختلاف بکنند؛ باید ما بیدار باشیم و توجه داشته باشیم به اینکه نگذاریم اینها کارشان به ثمر برسد؛ و این امر مهمی