است و توجه به آن دارد، انسان را با همه ابعادش می‌خواهد تربیت بکند. دیگر در این جهت مابین ادیان فرقی نیست، همه ادیان برای تربیت بشر آمده‌اند.
اسلام و اقلیتهای مذهبی
اسلام همین معنا که گفته شد، در احکامش، در قرآن، در حدیث، همه این مسائل که من تذکر بعضی‌اش را دادم مطرح است. اسلام آنقدر به رفاه مردم، آسایش مردم، و اینطور [امور] توجه دارد و هیچ در این جهت فرقی مابین قشر با قشر دیگر نمی‌گذارد و نگذاشته است.
اقلیتهای مذهبی که از صدر اسلام، بعد از فتح اسلام، بین مسلمین بودند، اینها غیر از آن مشرکینی که توطئه‌گر بودند یا بعضی از اقشاری که توطئه می‌کردند و می‌خواستند وضع بشر را به هم بزنند، اینهایی که از اقلیتهای مذهبی بودند، تمام در اسلام احترام داشتند ... در یکی از قضایا - که لشکری از معاویه شاید بود - آمد و یک خلخالی از پای یک زن یهودیه ربود - به حسب نقل - حضرت امیر فرمودند که من شنیدم که آمدند و یک خلخالی از ذمیه‌ای ربوده‌اند؛ و اگر انسان بمیرد - قریب به این معنا - این اشکالی برایش نیست! (1) اینطور عنایت داشتند به حفظ مصالح همه اقشار.
یهودی نبودن صهیونیستها
ما حساب جامعه یهود را از حساب «صهیونیزم» و صهیونیستها جدا می‌دانیم. آنها جزء اهل مذهب اصلاً نیستند. تعالیم حضرت موسی - سلام الله علیه - که تعلیمات الهی بوده است، و در قرآن بیشتر از همه انبیا ذکر حضرت موسی شده است، و تاریخ حضرت موسی در قرآن گفته شده است، یک تعلیمات ارزنده‌ای است. و ترتیبی که حضرت موسی رفتار کرده است با فرعون، یک شبان بوده است با یک عالَم قدرت و اراده، و این بر ضد قدرت بزرگ فرعون قیام کرد، و فرعون را از بین برد. [تکیه بر] قدرت الهی و توجه به مصالح مستضعفین در قبال مستکبرین که اولش فرعون بود، قیام بر ضد.