اربابهایشان - آن روز خفه شده بودند، قلمهایشان شکسته بود. حالا که ما اینها را پیدا کردیم و چندتایشان را کشتیم، محاکمه کرده‌اند و اقرار کرده‌اند به اینکه چه کردند و چه کردند، پرونده‌هایشان معلوم است که چه کردند، حالا صدایشان درآمده. در عین حال که مسئله اینطور است و آنهایی که تاکنون کشته شدند اشخاص فاسد و مفسد و بسیاری‌شان قاتل و قتّال و مفسد فی الارض بودند، مع ذلک ما اخیراً یک قدری تضییق کردیم دایره این [مجازات‌] را، یک قدری تخفیف دادیم. [تنها] کسانی که ثابت شده قاتل هستند، یا کسانی که شکنجه کردند و به قتل منتهی شده است، یا کسانی که امر کرده‌اند دسته جمعی مردم را بکشند، اینها را گفتیم حالا از این به بعد اینها مورد اعدام باشند. دیگرانی که شکنجه کردند و اینها، البته آنها اعدام نمی‌شوند؛ لکن به جزای خودشان می‌رسند: به حبس و تعزیر و اینطور چیزها. یک کسی که پای کسی را ارّه کرده، لکن آنکه پایش ارّه [شده‌] نمرده این را نمی‌شود ما بگوییم که «تو بسم الله! تشریف ببرید، اهلاً و سهلاً»! خوب، این باید به مجازات برسد. اگر آن آدمی که پایش را ارّه کردند پیدا بشود، پای او را به حسب حکم شرع باید ارّه بکند؛ قصاص. اگر آن آدمی را که آن جور شکنجه کردند الآن ما پیدا کنیم و ببینیم که می‌خواهد این هم تقاص کند، ما به او اجازه می‌دهیم که برود تقاص کند.
پایمال کردن حقوق بشر
این برای حقوق بشر است. خوب، این بشر حق دارد، آن بشر هم حق دارد. این بشر سلامت این را سلب کرده است، حقِّ این است که سلامت او را سلب کند. این بشر یکی را کشته است، حق ورثه او این است که او را بکشند. ما ورثه را پیدا نکنیم، حق حاکم است که او را بکشد. تا حالا این عده- را که کم هم بودند؛ چیز زیادی نبودند - ... دادگاه‌های انقلابی کشته‌اند. اینها برای احقاق حقوق بشر اینها را کشته‌اند. اینهایی که ادعای حقوق بشر می‌کنند و برای «القانیان» (1) هیاهو می‌کنند و یا برای «هویدا» (2) هیاهو می‌کنند، اینها