می‌خواهد وزیر بشود، یکی می‌خواهد وکیل بشود، یکی می‌خواهد چه بشود. این یک خیال خامی است در سر اینها. خوب است که در کارهای خودشان تجدیدنظر بکنند. این یک خیال باطلی است که دیگران زحمت بکشند و شما آرام باشید و در محل خودتان یا در خارج، و حالا بیایید و بخواهید منفعت زحمت دیگران را شما ببرید.
انقلابی نماها و خام خیالیها
اول کسی که حق به این ملت پیدا کرد، همین جمعیتی که الآن اینجا نشستند، و آن جمعیتی که اینها نماینده آنها هستند از بانوان محترم مشهد و سایر بانوان ایران. در مردها هم همان طبقه کارگر و همان طبقه کشاورز و همان کاسبهای جزء و همان اشخاصی که در دانشگاهها هستند و محروم؛ در قشرهای ما هستند و محروم. اینها بودند که این نهضت را به پیش راندند. و حالا هم اینها توقعشان اینقدرها نیست که آنها هست. آن توقعدارها آنهایی هستند که هیچ کاری نکردند. آنها حالا آمده‌اند می‌خواهند مثلاً فرض کنید رئیس جمهور بشوند؛ آنها حالا آمده‌اند می‌خواهند نخست وزیر بشوند. آنهایی که بلندگوی همین دستگاه بودند حالا می‌خواهند که یک کاری انجام بدهند؛ دوباره در اینجا بیایند. انقلابی شده‌اند همه امروز هرکس می‌آید پیش ما می‌گوید که ما مبارز بودیم! من می‌بینم، می‌دانم دروغ دارد به من می‌گوید؛ لکن خوب من چه بگویم به این آدم. «ما در آن زمان مبارز بودیم، ما حبسها دیدیم چه دیدیم»! از این گزاف گوییها. خیال می‌کنند که من بی اطلاعم. خوب، من اطلاع دارم که شما آن وقت همه‌تان یا بسیاری‌تان نوکر بودید! بسیاری‌تان کارهایتان برای آنها بود. حالا آمده اید انقلابی شده اید. خیر، شما انقلابی نیستید، و نخواهید بود. هر روزی که خدای نخواسته یک تقّی بلند بشود و یک شکستی خدای نخواسته پیدا بشود، شما از آن اشخاصی هستید که فوراً جلو می‌آیید و می‌گویید زنده باد کذا! ما شماها را می‌شناسیم. خودتان را اصلاح کنید. یک قدری توجه داشته باشید.