کارها را، و همه اقشار را از هم جدا کردند. قشر روحانیین را از دانشگاهها جدا کردند. به روحانیون می‌گفتند که دانشگاهیها یک مردم بی‌دینی هستند؛ یک دسته فکلی بی‌دین مضر! به [دانشگاهی‌] می‌گفتند آخوندها درباریند؛ یک دسته مردم درباری هستند که همیشه کار می‌کنند برای دیگران! و اینها را از هم جدا می‌کردند.
ایجاد نارضایتی بواسطه تبلیغات سوء
والحمدللَّه اخیراً این انفصالها کم شد. و امید است که تمام بشود، اگر بگذارند. در این نهضت که ملت ما پیروز شد، برای این بود که این اختلافات یک قدری من (1)) 812 (، همه توجه به یک مطلب پیدا کردند که باید یک جمهوری اسلامی یک حکومت اسلامی باشد. قشر روشنفکر و قشر متقدم و متجدد و بازاری و سایر اقشار همه با هم دست برادری دادند تا این کار را انجام دادند. همه هم با هم توجه به اسلام بود. لکن الآن ما احتیاجمان به این وحدت کلمه بیشتر از آن وقتهاست. آن وقت یک نارضایتیهایی از دستگاه بود که مردم را مجتمع کرد. حتی آنهایی هم که خیلی علاقه به اسلام نداشتند لکن نارضایتی داشتند از دستگاه، آنها هم با آنهایی که علاقه داشتند با هم دست به هم دادند. و چون همه اقشار ناراضی بودند، آن نارضایتی اسباب این شد که یکوقتی [که‌] صدایی بلند شد همه جمع شدند. و الآن احتیاج به این وحدت کلمه بیشتر است؛ برای اینکه آن نارضایتیهایی که از دستگاه بود، خوب، دستگاهی الآن نیست؛ حالا دیگر هر چه باشد آن فروکش کرد [ه‌] حالا به واسطه تبلیغات سوئی که باز شروع شده است، همان دستگاه‌هایی که سابقاً شروع می‌کرد (2)، حالا نارضایتیها را آوردند روی دولت فعلی. آن نارضایتیها که پیشتر داشتند و آنهمه مردم زجر کشیدند. دیگر حساب این را نمی‌کنند که آن زجرها تمام شد، این حبسهایی که ابرار را می‌گرفتند و حبس می‌کردند تمام شد؛ آن گرفتاریها الآن نیست؛ حالا آمدند اطراف دوره می‌گردند می‌خواهند نارضایتی ایجاد