کنند از این نهضت، خوب، «این نهضت چه کرد! یکی از حرفهایش ... [عملی‌] شد!؟ خوب، این دولت چه کرد برای شما؟ چه می‌کند برای شما؟ این هم دولت اسلامی! باز هم شما همان وضع سابق را دارید!» نه اینکه اینها ندانند مسئله را، می‌دانند مسئله را، غرض دارند. می‌خواهند نشود مطلب می‌دانند که تا حالا چه شده. این چیزی که شده است [در] دنیا سابقه نداشته است. قدرتی را شکست داده‌اند که امکانش پیش مردم، پیش دولتهای خارج، پیش متفکرین خارج [نبود] برایشان تصورش نمی‌شد که همچو چیزی بشود؛ همه غیرممکن می‌دانستند.
می‌دانند که آن دستگاه ظلم که همه جا، در اعماق مملکت ما اینهمه دستشان دراز بوده و همه ظلم می‌کردند. می‌دانند این را که آن ظلمها تمام شد؛ الآن کسی نیست که به مردم ظلم بکند. آنکه هست این است که ظالمها را می‌گیرند، آنهایی که ظلم کرده‌اند می‌گیرند، محاکمه می‌کنند. اما کسان دیگر را الآن کاری ندارند. آزادند. ما الآن در این مجلس آزاد نشسته ایم با هم صحبت می‌کنیم، در صورتی که قبلاً امکان نداشت. یک همچو مجلسی هیچ امکان نداشت. اینها می‌دانند که خیلی کار شده، لکن نمی‌خواهند بعدها بشود. متأسفند از اینکه شده است. تأسفشان برای این است که دست اربابها کوتاه شده است.
توقع بیجا از امریکا
در یکی - دو روز پیش از این، در روزنامه بود که سنای امریکا به اتفاق آرا این اعدامهایی که در ایران شده است محکوم کردند. آن هم که طرح داده یکی از دوستان اسرائیل است و خودش هم از صهیونیستهاست! (1) خوب، معلوم است که سنای امریکا باید محکوم کند ما را؛ شکی ندارد! ما می‌دانیم که اینها ما را محکوم می‌کنند. دولت امریکا هم ما را محکوم می‌کند، منتها حرفش را نمی‌زند. مجالس امریکا هم ما را محکوم