ملت، هر جا به هرکس که برسیم بگوییم خوب، تا حالا چه شد؟ هیچ چی که نشده! پس ناراضی درست کنیم. یک دسته کارگر را از کار باز بداریم، یک دسته دهقان را از کشاورزی باز بداریم، مدارس را از اینکه مشغول کارشان باشد، دانشگاهها را از اینکه مشغول کارشان باشد، باز بداریم؛ نگذاریم یک سامانی پیدا بکند این مملکت. و از آن نهضتی که اینها داشتند و هیچ کاری به اینکه حالا من چه دارم، چه ندارم نبود.
شگردهای شیطانی
آن وقت که [مردم‌] می‌ریختند توی خیابانها و فریاد می‌کردند که مرگ بر این کذا، هیچ ابداً [کسی‌] به فکر این نبود که من شب می‌روم منزل، شاید شام نداشته باشم. هیچ به فکر نبود. آن روحیه بود که پیروزی آورد. آن روحیه را می‌خواهند از ما بگیرند. حالا باز متوجه به اینکه من خانه‌ام چطور است، چی [ندارم‌] خوب، چی شد؟ حالا که نشد، حالا کجاست خانه.
الآن می‌خواهند خانه بسازند برای اینها، اینها باز نمی‌گذارند. اینها باز می‌آیند مانع می‌شوند. به هر اسمی به شما دارند «مستضعف» می‌گویند؛ شما قبول نکنید. آنها می‌فهمند «مستضعف» یعنی چه، به اینها بد حالی می‌کنند! ما همه جزء مستضعفین هستیم؛ یعنی ما که اشخاصی بودیم که ابرقدرتها ما را ضعیف می‌شمردند، ما را هیچ می‌دانستند؛ ما می‌خواهیم از این جهت بیرون بیاییم. می‌افتند دنبال اینها که اینها می‌گویند، خانه ما می‌خواهیم برای «مستضعفین» بسازیم. مگر شما مستضعفید؟! نخیر، شما خیلی کذا هستید! از این راه - هر راهی که بتوانند یک اخلالی بکنند - اخلال می‌کنند؛ و همه نظر اخلالگرها به این است که نگذارند ایران برای خودش یک سامانی پیدا بکند که دست آنها تا ابد کوتاه بشود.
هشدار به جوانان
شما جوانها که تا حالا مطلب را به اینجا رساندید، ملت ما که با همه اقشارش، با جان و خون خودش، مطلب را به اینجا رساند مبادا به این حرفها گوش بکند و خون جوانان‌