اساسی که داشتند اینها، ذهنشان منصرف می‌شد. بعد می‌دیدند خوب، این هم یک چیز کمی است تمام می‌شود! تمام شد دیگر - عرض می‌کنم که - وقت این است که باز یک ماه رمضانی باشد، یک ماه محرّمی باشد، باز اختلافاتی لازم دارند، باز می‌افتند تو کار! مسئله «دکتر شریعتی» را پیش می‌آوردند. از آن طرف دامن بزن به اینکه این مثلاً چطور است! اهل منبر هم - بی توجه به مطلب که عمق قضیه چیست - منبر می‌رفتند و حرف می‌زدند. از آن طرف جوانهای داغ هم - بی توجه به واقعیت مطلب - از این‌ور می‌افتادند. این دو گروه را مقابل هم قرار می‌دادند برای اینکه ذهنشان را از خودشان منصرف کنند.
امریکا دشمن اصلی ماست
امروز که حساسترین مواقعی است که ما در آن واقع هستیم و احتیاج ما به اجتماع، احتیاج ما به اتحاد، بیشتر از هر چیزی است، این مسائل فرعی را باید کنار بگذاریم برویم روی مسائل اصلی. امریکا دشمن ماست، ما باید دنبال آن برویم؛ و همین طور سایر ممالک خارجی - چپ و راست همه - آنها هستند که می‌خواهند ما را بچاپند، و شرق را بچاپند نه فقط ایران را؛ ایران هم جزئش است. الآن مخازن شرق را می‌خواهند ببرند. نمی‌گذارند جوانهای ما رشد کنند؛ دانشگاه‌های ما را جلویش را می‌گیرند نمی‌گذارند. الآن که وقت این است که مثلاً امتحان بدهند، وقت این است که بنشینند، می‌افتند توی مدارس با یک بهانه‌ای یک آشوب درست می‌کنند، یک بساطی درست می‌کنند. باید ما توجه بکنیم به اینکه مبادا دستهای غیر در کار باشد - و هست - مبادا ما را دوباره ملعبه کنند و به جان هم بریزند و خودشان استفاده‌اش را ببرند. دانشگاهیها ملتفت باشند، مدرسه ایهای ما هم ملتفت باشند به اینکه مبادا یک دستی در کار باشد دوباره ما را با یک اسمی به جان هم بریزند و نهضت ما را خاموش کنند و مسائل برگردد به حال اول، همه ما را خرد کنند.
همه ما مسئول هستیم
مسائل اصلی را الآن باید ملاحظه بکنیم. الآن گرفتاریهایی ما داریم، همه داریم نه‌