هم باید جور بشوند. این دو طایفه، که هر دو از منوَّرالفکرها هستند لکن مع الأسف شما خیال می‌کنید که آنها فناتیک (1) هستند، آنها هم خیال می‌کنند شما بی‌دین هستید - خیال می‌کردند - حالا نیست اینطور دیگر، این دو طایفه با هم مجتمع بشوند، رشد داشته باشند، رشد سیاسی داشته باشند، بفهمند که از غیر دارند هدایت می‌شوند، از اجانب دارند هدایت می‌شوند به اینکه «آن طایفه را کنار بگذار، اسلام منهای آخوند»، بفهمند که این مسئله چیزی است که از خارج دارد انجام می‌گیرد، اغفال می‌کنند شما را، از آن طرف هم آن طایفه بفهمند از اینکه دانشگاهی یک عضو مؤثری است که ما فردا همه چیزمان دست اینهاست، اگر ایران بخواهد یک سعادتی پیدا کند با دست اینها سعادت پیدا می‌کند، اگر خرابی هم پیدا کند به دست اینها خرابی پیدا می‌کند، این دو قشر با هم متحد بشوند. توجه داشته باشند که مبادا در این هیاهویی که گاهی ایجاد می‌شود ایجاد اختلاف بشود. در این مسائلی که پیش می‌آید مبادا یکوقت یک دستی باشد که بخواهد شماها را از هم جدا بکند. همه با هم باشید، همه با هم همکار باشید، همه این نهضت را پیش ببرید.
با شکست انقلاب، ایران دیگر روی خوش نمی‌بیند
خدا می‌داند که اگر این نهضت شکست بخورد، تا آخر دیگر ایران روی خوش به خودش نمی‌بیند. همه مسئول هستید. منِ طلبه با شمای دانشگاهی فرق نداریم؛ هر دو مسئول هستیم. نه شما باید به عهده من بگذارید نه من به عهده شما. من به اندازه خودم کار می‌کنم، شما به اندازه خودتان کار بکنید. و همه توجه به این نکته داشته باشید که ما الآن مسائل اساسی‌مان مانده است؛ دنبال این مسائل اساسی باید برویم؛ مسائل فرعی را بعد طرح بکنیم، در سایه مسائل اساسی باید طرح بکنیم. الآن جزء برنامه‌هایتان مسائل فرعی را قرار ندهید. الآن مسائل اصلی‌تان را توجه بکنید و این نهضت را پیش ببرید تا یک حکومت مستقری ما پیدا بکنیم؛ یک حکومتی که ان شاء الله این ریشه‌های