گندیده‌ای که هستش، اینها هم برداشته بشود. یک حکومت مستقری پیدا بکنیم؛ بعد که حکومت مستقر پیدا کردیم، وقت این است که دانشگاهی مسائل خودش را طرح بکند، معمم مسائل خودش را طرح بکند، بختیاری مسائل خودش را.
محرومیتهای فراگیر
خوب، من اینجا که نشستم از اقشار مملکت می‌آیند اینجا، همه هم درددل دارند، راست هم می‌گویند. بختیاریها می‌آیند می‌گویند که هیچ جا به خرابی محل ما نیست؛ ما نه آب داریم نه برق داریم نه چیزی. بلوچها هم می‌آیند همین مطلب را می‌گویند. کردستانی‌ها هم می‌آیند همین مطلب را می‌گویند. خوزستانی‌ها هم همه همین مطلب را می‌گویند. همه هم راست می‌گویند، همه هم درست می‌گویند که برای آنها کاری نشده؛ برای اینکه رژیم سابق بنا نبود که برای مردم کاری بکند؛ بنا بود که بچاپد، نه بنا بود که عمل بکند! اطراف تهران که، همین محله‌هایِ - سی و چند محله‌ای که این مستضعفین هستند، این چادرنشینها هستند، این زاغه نشینها هستند - برای اینها کار نکردند. اینها هم نه آب دارند نه برق دارند نه هیچی. بنا براین نبود، بنا براین بود که برای یک قشری کار بکنند؛ آنهایی که منفعت به خودشان می‌رسانند یا منفعت ازشان می‌برند، برای آنها یک کاری بشود. برای دیگران بنا براین نبود.
همه راست می‌گویند اما حالا وقت این نیست که بختیاری بگوید «یاالله، الآن همه کارها را انجام بدهید»! این معنایش این است که بختیاری با - عرض می‌کنم - دسته دیگر با هم مخالف بشوند و بدبین بشوند به دولت و بدبین بشوند به نهضت و نهضت شکست بخورد و برگردد به آن حال اول که تا آخر بختیاری در - عرض می‌کنم که - زحمت و ذلت باشد و خوزستانی هم همین طور. حالا وقت این است که همه ما هدایت کنیم مردم را. شما دانشگاهیها هدایت کنید رفقای خودتان را؛ دانشگاهیها را هدایت کنید به این امر که آقا مبادا یکوقتی دست خبیثی در کار باشد که شما را وادار کند به کاری که اختلاف بینتان واقع بشود.