که بودم - اجتماعات زیاد؛ نه حالا؛ خیلی مدت است، ... راجع به ارتش و ارتش باید چه باشد و مردم باید با ارتش چه باشند، این را زیاد صحبت کرده‌ام، یک دفعه دو دفعه نه، و حالا هم باز وقتی که یک اجتماعی باشد البته صحبت می‌کنم. لکن باید ارتش هم همان طوری که ما می‌خواهیم آنها مجهز باشند؛ مجهز بشوند. با یک لفظ نمی‌شود کار را درست کرد. ما می‌گوییم، نه اینکه نمی‌گوییم. گفته‌ام من مکرر. و گناه صغیره در مقابل گناه کبیره نه. مسئله در این وقت دروغ گفتن است که شما آن روز می‌گفتید؛ نه، مسئله این نیست. در یک همچو وضعیتی که یک اشخاصی داریم که جنایتکارند آن کبیره است، اینکه من می‌گویم آن کبیره است، مقابل آن جنایتکارها صغیره است. این صغیره و آن صغیره، این صغیره و آن کبیره، غیر از این است و لهذا ما که می‌گوییم صغیره را ما بخشیدیم معنایش این است که مادون آن جنایتکار و خیانتکار است. قضیه آمدن در پادگانها و تصرف در این، البته خلاف است. نباید این. من گفته‌ام و باز هم تکرار خواهم کرد که هم در ادارات و هم در بالاتر، در ارتش و در ژاندارمری و در شهربانی، این سه تا قوه‌ای که باید روحیه‌شان قوی باشد، این نباید از تحت اختیار فرماندهان خارج بشود. یک کسی بیخود برود آنجا در شهربانی برود، یکی بردارد برود، غلط است. این یک مسئله‌ای است بسیار غلط است و ما هم این را سفارش کردیم که نباید بشود. باز هم ان شاء الله سفارش می‌کنیم. این بِلا اشکال است. لکن توقع این معنا که یک جنایتکار باید بخشیده بشود، یک کسی که بیست سال خیانت کرده است باید بخشید ....
در هر صورت این مسئله که حالا فرض کنید که در آن وقت رفته است توی خیابان و یک کاری هم کرده است، و نه آدم کشته است نه خیانت کرده نه چه، خوب آنها معلوم است، آنکه من گفتم ما صغایر را بخشیدیم، صغیره مقصودمان مادون جنایت و مادون خیانت است و ان شاء الله یک روزی هم من تفسیرش خواهم کرد این را. ان شاء الله.
قطع دست استثمارگران
من امیدوارم که همه‌تان موفق باشید؛ مؤید باشید. امروز روز خدمت است. امروز