واژگونی رژیم شاه در راه اسلام
اینها می‌خواهند شما را بکشانند به آن مطالبی که برخلاف اسلام است. بر فرض اینکه مخالف با رژیم سابق هم باشند - و بسیاری‌شان هستند - لکن ما فقط مطلبمان این نبود که رژیم سابق از بین برود؛ ... مطلبِ مسلمان این نیست که فلان طایفه از بین بروند. از باب اینکه رژیم مانع بود از اینکه اسلام در خارج تحقق پیدا بکند، احکام اسلام تحقق پیدا بکند، به قرآن عمل بشود، از این جهت ما با رژیم مخالفت کردیم. اگر رژیم هم احکام اسلام را به آن عمل می‌کرد، همانی که ما می‌گفتیم او هم می‌گفت، که با او دعوا نداشتیم ...
! این خونها ریخته شده است نه برای اینکه رژیم از بین برود، برای اینکه اسلام تحقق پیدا کند. مقصود [از] رفتن رژیمهای فاسد، مقصود [از] قطع ایادی دشمنها این است که ایران بشود یک مملکت اسلامی؛ حکومت اسلامی باشد، برنامه‌ها برنامه‌های اسلامی باشند. اگر بنا باشد که حکومت و رژیم سابق از بین رفت لکن یک رژیم غیر اسلامی دیگری آمد، خونهای بچه‌ها و جوانهای ما هدر رفت. ما زحمت کشیدیم و این سد را از بین بردیم، و دیگران آمدند و همان مطالب سابق و همان حرفهای غیر اسلامی را در خارج تحقق دادند به آن!
خون در راه اسلام
برنامه ملت ما - آن هم برنامه قلیل المدت - این است که دشمن را شناختند و از میدان رد کردند؛ حالا هم بشناسند دشمن را و از میدان ردش کنند. دشمن ما فقط محمدرضاخان نبود؛ هرکس که مسیرش مسیر اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم می‌خواهد باشد. هرکس جمهوری را بخواهد دشمن ماست، برای اینکه دشمن اسلام است. هرکس پهلوی جمهوری اسلامی «دمکراتیک» بگذارد این دشمن ماست، هرکس «جمهوری دمکراتیک» بگوید، این دشمن ماست، برای اینکه این اسلام را نمی‌خواهد. ما اسلام را می‌خواهیم. ما این همه فداکاری کردیم، جوانهای ما این همه در مبارزات وارد شدند و زحمت کشیدند و رنج کشیدند و خون دادند، برای این بود که اسلام را