می‌خواستند. آنی که این نهضت را پیش برد آنی بود که می‌گفت من شهادت را فوز می‌دانم. شهادت را برای «دمکراتیک» فوز می‌داند؟ شهادت را برای مسیر چپ یا راست فوز می‌داند انسان؟ بچه‌های ما برای اینکه همان جمهوری که در شوروی هست، همان جمهوری که کمونیستها می‌خواهند، فریاد بزنیم دنبالش؟! ما خون دادیم برای آن جمهوری؟! ما خون دادیم برای جمهوری غرب؟! ما برای اسلام خون دادیم. جوانهای ما برای اسلام خون دادند. شما جوانان ما که از راه دور آمدید، زحمت کشیدید و آمدید، شما آمدید یک نفر آدمی که دمکراتی است ببینید؟! یک نفر آدمی که مایل به شوروی است ببینید؟! یک نفر آدمی که امریکایی است ببینید؟! انگلیسی است ببینید؟! یا آمدید یک نفر آدم مسلمان ببینید؟ یک نفری که دعوت به اسلام می‌کند ببینید؟ این همه زحمت کشیدید که یک نفر روسی را ببینید؟! یک نفر انگلیسی را ببینید؟! یک نفر آلمانی را ببینید؟! شما که برای این جهت نیامدید؛ شما آمدید پیش یک نفری که با شما همدرد است، همه اسلام را می‌خواهیم، همان که شما می‌خواهید، می‌خواهد. باید بشناسید؛ علامتش هم همین است که من عرض می‌کنم.
مقاصد شوم برای انحراف ملت
روزنامه‌ها را بخوانید: اینهایی که فریاد می‌زدند که باید دمکراتی باشد، اینها مسیرشان غیر از ماست؛ اینهایی که اسم از اسلام نمی‌آورند و اجتناب می‌کنند از اینکه اسمی از اسلام بیاورند، در عمرشان «بسم الله الرحمن الرحیم» را نمی‌خواهند بگویند، اینهایی که نوشته‌هاشان را بخوانید ببینید که از جمهوری اسلامی اصلش صحبتی نیست، اینهایی که از این فداکاری که روحانیین کردند و قدم اول را روحانیین برداشتند، 15 خرداد 51، خردادِ روحانی است و باید تعطیل بشود برای روحانی، نهضت روحانیت. اینهایی که می‌بینید که اجتناب از این دارند، حتماً باید اسم دیگری روی آن باشد، اسلام نباشد هرچه می‌خواهد باشد، اینها سرپوش می‌خواهند بگذارند روی مقاصد خودشان؛ آن مقاصدی که برخلاف مسیر ماست، با اسم یک نفری که ملی است. مسیر ما مسیر نفت‌