نیست؛ نفت پیش ما مطرح نیست. ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست. این اشتباه است. ما اسلام را می‌خواهیم اسلام که آمد نفت هم مال خودمان می‌شود. مقصد ما اسلام است. مقصد ما نفت نیست تا اگر یک نفر نفت را ملی کرده، اسلام را کنار بگذاریم برای او سینه بزنیم. هرکس را دیدید با هر اسمی، هر هیأتی را دیدید با هر اسمی، هر جمعیتی را دیدید با هر اسمی، هر نویسنده‌ای را دیدید با هر اسمی، هر کسی که دعوی می‌کند که ما حقوقدان هستیم، دعوی هر چی که می‌کند ببینید مقالاتشان چه جوری است؛ در روزنامه‌ها مقالاتشان را می‌نویسند. ببینید وقتی که اجتماع می‌کنند - که کردند - ببینید که با اسلام چطور مخالفت می‌کنند (1). ببینید این اجتماعات از چه، از چه جور جمعیتی مجتَمع می‌شود. ببینید چه مردمی در این اجتماعات جمع می‌شوند و خودشان را متصل می‌کنند، و بعد هم از اسلام هیچ خبری نیست. ببینید چه جمعیتهایی هستند که روحانیین را می‌خواهند کنار بگذارند؛ همان طوری که در صدر مشروطه روحانی کار را کرد و اینها زدند و کشتند، ترور کردند. همان نقشه است. آن وقت ترور کردند سید عبدالله بهبهانی را، کشتند مرحوم نوری (2) را و مسیر ملت را از آن راهی که بود برگرداندند به یک مسیر دیگر، همان نقشه الآن هست که مطهری را می‌کشند؛ فردا هم شاید من و پس فردا هم یکی دیگر را.
آزادی و استقلال در پناه اسلام
مسیرْ غیرِ مسیر ماست. مسیر ما اسلام است؛ ما اسلام می‌خواهیم. ما آزادی که اسلام تو [ی‌] آن نباشد نمی‌خواهیم. ما استقلالی که اسلام تو [ی‌] آن نباشد نمی‌خواهیم. ما اسلام می‌خواهیم. آزادی که در پناه اسلام است، استقلالی که در پناه اسلام است ما می‌خواهیم. ما آزادی و استقلال بی‌اسلام به چه دردمان می‌خورد؟ وقتی اسلام نباشد، وقتی پیغمبر اسلام مطرح نباشد، وقتی قرآن اسلام مطرح نباشد، هزار تا آزادی باشد.