رژیم نباید باشد؛ ما نمی‌خواهیم اینها را؛ «مرگ بر شاه»؛ و ما جمهوری اسلامی می‌خواهیم. این رمز بود از برای اینکه شما پیروز شدید. توجه به خودمان نه؛ توجه به مقصد. همه رو به مقصد بودیم. رو به خودمان نبودیم. همه آن طرف را نگاه می‌کردیم. این طرف، که عبارت از وضع خودمان بود، هیچ توجه به آن نداشتیم. از این جهت پیروز شدیم. لکن خوب، پیروزی تا کجا رسیده است؟ تا اینجایی که این اساس، این بنیان ظلم، اساسش شکسته شد و رفت؛ لکن ریشه‌هایش که هست و حالا، به پیروزی ما نرسیدیم.
آنی که الآن ما را یک قدری به نگرانی می‌کشد این است که ملت حالا برگشته به اینکه حال خودش را دارد می‌بیند. بین راه از مقصد دست برداشته، متوجه شده به حال خودش؛ خانه نداریم. یک عده کثیری [به‌] اینکه ما خانه نداریم؛ خانه می‌خواهیم. یک عده کثیری به اینکه ما در اداره‌مان مثلاً چطور است. یک عده کثیری [به‌] اینکه مثلاً در دانشگاه چه جوری است. از آن حال انقلابی که این ملت داشت و حال توجه به مقصد و غفلت از حالات خودش و گرفتاری خودش بیرون آمده است ملت. سرتاسر کشور این جوری است الآن که همه الآن یک توجه به چیز دیگری هم پیدا کرده‌اند. و آن- اینکه- گرفتاریهای خودمان. هر کسی الآن [...] الآن روزی چقدر کاغذ برای ما می‌آید، چه قدر مراجعات به جاهای دیگری هست، چقدر مراجعات به دولت هست، و همه شکایت از وضع خودشان [دارند].
جوّسازی و فریبکاری
و دامن می‌زند به این مطلب. اینکه دستهایی که الآن در کار است که این نهضت را در نیمه راه متوقف کند. آنها دست زدند به یک تبلیغاتی. و او اینکه «چه شد؟» تاکنون چه شده است؟ خوب، این هم جمهوری اسلامی! باز هم برای فقرا فکری نشده است؛ برای اداری فکر نشده است؛ باز هم بعضی از همان مهره‌ها هستند؛ باز هم کذا. هی اشکال تراشی. از همه اطراف عمال آنهایی که می‌خواهند نگذارند این نهضت به آخر برسد، اینها افتاده‌اند توی قشرهای مختلف ملت و هر جا به یک صورت، به صورت به‌