خودتان؛ دولت به اندازه خودش؛ ارتش به اندازه خودش؛ اداره به اندازه خودش. چیزی نیست که یک دولت بتواند انجام بدهد. آشفتگی آشفتگی‌ای نیست که یک دولت بتواند؛ یا یک قشر از ملت بتواند. همه ما بگوییم که ما هیچ کاری نمی‌کنیم، دانشگاهیها بکنند، دانشگاهی نمی‌تواند بکند. دانشگاهی بگوید که ما هیچ کاری نمی کنیم، آخوندها بکنند، آخوندها هم هیچ. ما همه هر دو بنشینیم بگوییم تاجرها این کار را بکنند، کاسبها این کار را بکنند، ازشان نمی‌آید. ملت اگر چنانچه همه با هم نباشند، اگر دست به دست هم ندهند، اگر هرکس هر مقداری که ازش می‌آید کار نکند، این مملکت نمی‌تواند این آشفتگی را از دست بدهد. باید همه‌مان با هم. اگر همه با هم مشغول شدیم، پیروز می‌شویم؛ پیش می‌بریم. همین طور که دیدید همه با هم بودیم و یک همچو سد بزرگی که هیچ کس احتمال شکستش را نمی‌داد شکستید. با دست الهی شکستید. «اجتماع» شکست این را. برای سازندگی هم و برای پیشرفت از حالا به بعد هم همین مطلب لازم است.
محاسبات غلط سازمان سیا
از حالا به بعد ما باید این راه را طی کنیم. ما بین راه هستیم. ما نرسیدیم به آخر. یعنی اوایل هستیم. فقط یک موانعی را، آن هم نه به تمامِ ریشه‌هایش. مهمش البته از بین رفته است. و این هم که از بین رفته است هیچ کس احتمال نمی‌داد؛ هیچ متفکری. سیایِ امریکا گفت ما اشتباه کرده بودیم! حسابهایمان غلط درآمد! برای اینکه آنها حساب مادیت می‌کردند، و این قضیه قضیه الهی بود. ما الآن بین راه هستیم. یعنی نصف راه هم نرفتیم. دیوارها را شکستیم، رد کردیم، حالا می‌خواهیم برویم. یک رأیی دادیم؛ رأی که برای ما خانه نمی‌شود. رأی برای ما این چیزها را تمام نمی‌کند؛ عمل می‌خواهد. رأیش را دادیم؛ عملش را باید بکنیم. دنبال این باید عمل بکنیم. باید همان طوری که الآن مطرح است، نمایندگان را تعیین بکنیم برای اینکه قانون اساسی درست بشود؛ نمایندگان را تعیین بکنیم برای اینکه مجلس درست بشود. مجلس ملی باشد. یک‌