مجلس فرمایشی نباشد. یک مجلسی نباشد که به قول محمدرضاخان لیستش را می‌نوشتند و می‌دادند می‌گفتند اینها را! خود این اقرار کرد که لیست را می‌نوشتند. منتها می‌خواست برای خودش تعریف درست کند، پدرش را تکذیب می‌کرد! برای حالای خودش تعریف درست کند ... جلوترِ خودش را خراب می‌کرد که لیست را می‌فرستادند ...
از سفارتخانه‌ها؛ و ما هم مجبور بودیم که همان لیست را، وکلا را همان طوری تعیین بکنیم. این چیزی بود که اقرار کرد خودش! منتها او می‌خواست بگوید که حالا دیگر این جور نیست. و حال آنکه بدتر بود!
وظیفه ملت در خنثی کردن توطئه‌ها
حالا یک مملکتی هست که نصف راه را، بلکه کمتر از نصف را ما رفتیم. و البته این قدرتهای بزرگ که مانع بودند اصولش از بین رفته است؛ و ریشه‌هایش مانده است؛ که این هم با دست شماها باید از بین برود. این توطئه‌ها را شما ملت باید بشکنید. هم بانوان مکلفند، هم آقایان مکلفند که بشکنند این را. بعد که این ریشه‌ها از بین رفت و موانع از بین رفت، آن وقت وقت این است که سازندگی پیش بیاید. یعنی این تا آنجایی که باید این دولت موقت کارش را بکند بکند؛ و بعد مجلس بیاید در کار و قضیه سازندگی. امید اینکه مجلس هم برای ما کار بکند صحیح نیست. مجلس هم یک چند صد نفرند؛ ازشان کاری نمی‌آید. باید همه قشرها برای خودشان تکلیف فرض کنند، بگویند ما موظفیم. همان طوری که هر آدمی خودش موظف می‌داند که بچه خودش، و اطفال خودش را اداره کند و می‌رود دنبال اینکه اداره کند او را، این احساس باید در ما پیدا بشود که این مملکت عائله ما هستند و خانه ماست؛ این خانه را باید صاحبخانه‌ها درستش بکنند. صاحبخانه هم یکی نیست، دو تا نیست؛ همه‌اند. اینطور نیست که صاحبخانه‌ای داشته باشیم. همه ملت است و همه کشور. همه کشور مال همه ملت است. اینها باید خودشان بنشینند درستش بکنند و باید همه با هم دست به هم بدهیم؛ و الآن وقت این نیست که ما اشکال کنیم به این طرف و آن طرف، اشکالی که شما می‌کنید من هم دارم؛ خودشان هم‌