که هرچه برخلاف قانون اسلام باشد قانون نیست و قانون باید موافق با قوانین اسلام باشد، هست. و هر قانونی که در ایران قانون اساسی که در ایران بخواهد قانونیت داشته باشد، نمی‌تواند قانونی باشد که برخلاف گفته پیغمبر اسلام، برخلاف گفته قرآن باشد. پس آزادی - که گفته می‌شود که مطبوعات آزادند، بیان آزاد است - معنایش این نیست که مردم آزادند که هر کاری می‌خواهند بکنند؛ مثلاً آزادند دزدی بکنند، آزادند به فحشا بروند، آزادند مراکز فحشا درست کنند. این آزادی آزادی غربی است - البته به استثنای دزدی‌اش - این آزادی غربی [است‌] که هرکس هر کاری دلش می‌خواهد بکند ولو اینکه فحشا باشد، ولو اینکه یک کارهایی باشد ناشایسته. اینطور آزادی در ایران نمی تواند باشد. آزادی در حدود قانون باید باشد. قوانین اسلام را باید ملاحظه کرد؛ در چهارچوب قوانین اسلام، در چهارچوب قانون اساسی، بیانْ آزاد و بحثْ آزاد. این اشتباهی است که می‌کنند.
آزادی یا بی‌بند و باری؟!
اینهایی که فریاد از آزادی می‌زنند، اینها غربزده‌اند؛ آزادی غربی می‌خواهند. اینها که دم از دمکراتیک می‌زنند، اینها همان دمکراتیک غربی را می‌خواهند، آزادی غربی را می‌خواهند؛ یعنی بی‌بندوباری. در غرب هرچه شده است، ما هم باید تَبَع آنها باشیم! اینها جزو غربزده‌ها هستند. روزنامه‌ها آزادند مطالب بنویسند، مسائل بنویسند اما آزاد هستند که اهانت به - مثلاً - مقدسات مردم بکنند؟! آزادند که فحش به مردم بدهند!؟ آزادند که تهمت به مردم بزنند؟! همچو آزادی نمی‌تواند باشد. آزادی توطئه نمی‌تواند باشد. اگر یک روزنامه‌ای فرضاً - من نمی‌خواهم یک روزنامه‌ای را بگویم اینطور است اگر یک روزنامه‌ای توطئه بر ضد مسیر ملت می‌خواهد بکند با نوشتن چیزهایی که برخلاف مسیر ملت است و با ننوشتن چیزهایی که بر مسیر ملت است، اگر بخواهد توطئه بکند و راهی برود که دشمنهای یک ملت آن راه را می‌روند، ترویج بکند از کارهای دشمنهای یک ملتی، بنویسد چیزهایی که مربوط به دشمنهای یک ملت است، اگر