اینطور باشد، اینطور آزادیها را ملت ما نمی‌توانند بپذیرند.
ملت ما اینهمه زحمت کشیدند و اینهمه خون دادند و اینهمه گرفتاری پیدا کردند و اینهمه فریاد زدند، اینها برای اسلام این کارها را کردند. اسلام را مردم می‌خواهند.
اگر ما اسلام نداشتیم الآن هم همان معانی سابق بود. مردم برای جهات دیگری غیر اسلام نمی‌روند خون خودشان را بریزند. مردم شهادت را می‌خواهند. الآن هم باز اشخاصی می‌آیند از من استدعا می‌کنند که دعا کنید که ما شهید بشویم. شهادت را برای چه می‌خواهند؟ شهادت را برای این می‌خواهند که یک مثلاً غیر اسلام یک چیز دیگری تحقق پیدا کند؟ یک دمکراسی غربی باشد؟ یک آزادی مثل شوروی باشد؟ یک آزادی مثل - مثلاً - امریکا باشد؟ یا اسلام را می‌خواهند اینها؟
اگر اسلام نبود، همه اینهایی که دارند می‌گویند آزادی آزادی - همه اینها - یا در اروپا باید زندگی بکنند یا در بیغوله‌ها! اسلام اینها را از بیغوله‌ها بیرون آورد و از خارج کشور آورد به داخل. حالا که آورده، باز حرفهایی می‌زنند که مسیرْ مسیر اسلام نیست. این کاری که اسلام کرد این بود که شماها را آزاد کرد، شماها را از حبسها بیرون آورد، شماها را از تبعیدات برگرداند. شماهایی که رفتید در خارج نشستید و تماشا کردید تا خون مردم ریخته شد، حالا فرصت به دستتان آمد و آمدید به ایران. همچو کرد که شما حالا آزاد شدید لکن آزادی که بر ضد اسلام صحبت کنید! آزادی که بر ضد همان که شما را آزاد کرده است بحث بکنید! آزادیی که همه چیز بگویید الّا اسلام! همه حرفها را بزنید، همه چیز خوب است لکن از اسلام صحبت نشود! اگر یک کسی از اسلام صحبت می‌کند به او حمله بکنید! این حرفها نیست در کار. مطبوعات و کلیه [نشریاتی‌] که در یک کشوری هست به خدمت ملت باید باشد، برای یک ملتی باید آموزنده باشد، مسیر ملت را باید روشن کند؛ نه اینکه برخلاف مسیر ملت عمل بکند. هرجا و هر روزنامه‌ای، هر مطبوعاتی، و هر چه که از این رسانه‌های - به اصطلاح - تبلیغاتی هست، همه اینها باید مسیرشان همان مسیر ملت باشد و تخلف از این نکنند. این، هم بر صلاح خودشان است، هم بر صلاح کشور است، و هم موافق با قوانین موضوعه در یک کشور.