می‌کردند؟ کشاورزی را چرا نمی‌گذارند به جریان بیفتد؟ دور دهات افتادند و فساد می‌کنند و نمی‌گذارند که به جریان بیفتد. کارخانه‌های ایران را چرا نمی‌گذارند ... به جریان بیفتد؟ برای اینکه اگر اینها به جریان بیفتد آرامش پیدا می‌شود؛ اگر آرامش پیدا شد دست اربابها قطع خواهد شد. اینها می‌خواهند دست آنها باز باشد. اینها می‌خواهند باز برگردانند به همان زمان ولو با یک فرم دیگر، البته شاهنشاهی دیگر قابل عود نیست لکن به صورتهای شیطانی دیگر. بیدار بشوید! توجه داشته باشید؛ هرکس در هر جا هست توجه داشته باشد به اینکه این عناصر را طرد کند.
فرهنگ، اساس استقلال کشور
ان شاء الله بعد از اینکه حکومت اسلامی استقرار پیدا کرد، نقیصه‌ها را همه با هم باید رفع بکنیم، که در رأس آنها فرهنگ است. فرهنگ اساس ملت است، اساس ملیت یک ملت است، اساس استقلال یک ملت است و لهذا آنها کوشش کرده‌اند که فرهنگ ما را استعماری کنند. کوشش کردند که نگذارند انسان پیدا بشود. آنها از انسان می‌ترسند، از آدم می‌ترسند. آنها کوشش کردند در این سالهای طولانی، و خصوصاً در این پنجاه و چند سال، که رجال در ایران پیدا نشود. تحصیلات را به طوری قرار دادند که رشد تحصیلی و انسانی پیدا نشود. ما را همچو ترساندند، همچو با تبلیغات خودشان ماها را ترساندند که از خودمان می‌ترسیدیم، به خودمان اعتماد نداشتیم. اگر یک کسی مریض می‌شد می‌گفتیم باید برود به خارج، در صورتی که طبیب داشتیم. همچو با ما رفتار کردند و ما را لرزاندند و ما را تهی کردند که اگر می‌خواستیم یک راهی را اسفالت کنیم می‌گفتیم باید از خارج بیاید با آنکه داشتیم باید ارتش ما را خارجیها اداره کنند، باید نفت ما را خارجیها بیایند اداره کنند با آنکه ما داشتیم همه چیز؛ این برای این بود که ما را از اینکه بودیم تهی کردند؛ مغزهای ما را شستشو کردند. اعتماد به نفس را از بین بردند. برادرها! جوانها را با اعتماد به نفس، با استقلال نفسانی بار بیاورید. معلمها! جوانها را مستقل، آزاد بار بیاورید؛ مُعْتمِد به نفسشان کنید. ما همه چیز داریم لکن آنها ما را