می‌کردند با دیدن آنها. و ارتش را آنطور بار آورده بودند که احساسشان نسبت به ملت غیر از این احساس بود که امروز هست. امروز شما احساس شادی می‌کنید که در آغوش ملت هستید، و ملت احساس شادی می‌کند که در آغوش شماست؛ و هر دو احساس شادی می‌کنید که برادروار مجتَمع هستید و هر دو با هم. و من احساس غرور می‌کنم که این ارتش با مردم همچو مختلط است و همچو مُزْدَوَج (1) است که مثل دو برادر. این، غرور دارد.
ارتش در صدر اسلام
اسلام همین را می‌خواهد. ارتش اسلام در صدر اسلام با مردم یکی بودند، جدایی نداشتند، از مردم بودند. بعدها سلاطین جور و خصوصاً اخیراً به واسطه تبلیغاتی که کردند - تبلیغاتی که از جانب اجانب بود و مأمور آن رژیم منحط بود - تبلیغاتی کردند که شما را از ما جدا کردند، ملت را از شما جدا کردند. ملت را - بعضی را از بعض - جدا کردند؛ دانشگاهی را از مدرسه‌ای جدا کردند؛ بازاری را از هر دو خواستند جدا کنند. بحمدالله این فرصت پیدا شد و خدای تبارک و تعالی همچو توفیقی داد که همه الآن با هم، همه برادروار در یک محیط دوستانه، در یک محیطی که با شعف و شوق از هم پذیرایی می‌کنید، مجتمع هستیم. این روز، روز مبارکی است؛ این روز، روز میمون و بزرگی است.
عفو عمومی
و اما قضیه‌ای که فرمودند راجع به عفو (2)، همین طور است که گفته‌اند ... آنهایی که مجرم بودند، آنهایی که خیانتکار بودند، آنها را مجازات کردند و خواهند کرد. و اما ارتش، ژاندارمری، و همین طور سایر طبقات دیگر از قوای انتظامی، شهربانی، در تمام کشور، اگر ... خدای نخواسته مرتکب یک جرم صغیری، یک گناه صغیره‌ای شده باشند،