ایستاده آنجا و تفنگش را کشیده می‌گوید باید بایستید اینجا؛ آن برای خدا نیست؛ برای صاحب منصب است، برای تفنگ است. کسی حالا به شما فشاری نیاورده که پا شوید بایستید تا صبح. این «للَّه» است. برای خدا. جوانی که باید در دل شب بخوابد، اقتضای جوانی این است که بخوابد، شما نمی‌خوابید، تفنگ را به دوش کشیدید و خودتان را در معرض هلاکت گذاشتید. شیاطین باز دنبال هستند که خدای نخواسته بزنند؛ و شما ایستادید و دارید از اسلام طرفداری می‌کنید، این برای خداست. اگر برای خدا نبود، چه کاری بود که انسان خوابش را بگذارد کنار و بیاید در یک جایی که معرض خطر است، از مورد اطمینان، از معرض امان، از خواب دست بردارد بیاید در معرض این خطر و خواب عزیزش را از دست بدهد. این نمی‌شود غیر از خدا. زور هم که نیست. هیچ کس هم به شما نگفته، فقط یک قدرت در شما هست، آن قدرت ایمان است، این را حفظش کنید. این همان است که شما را تا اینجا پیروز کرده است و همه حرفهای مادیین را باطل کرده است. حرفهای کمونیستها با همین باطل می‌شود. اگر فقط دنیاست و فقط همین است، این قدرت که زمین زد آن قدرتهای بزرگ را! اگر همین بود نمی‌شد. شما همه می‌گفتید معقول نیست؛ امکان ندارد. بیایید بسازید. یک قدری شما هم پایین بیایید از آن چیزی که ... می‌گویید. ایمان بود که شما را به اینجا رساند و این ایمان را حفظ کنید تا شما را به آخر برساند.
تأیید طرح دولت و تصویب قانون اساسی
ما حالا باید قانون اساسی را آنطوری که اسلامی باشد، اساس را تحکیم کند، باید آن را تصویب کنیم و این هم باید زود تصویب بشود. این طرحی که دولت داده است همین طرح صحیح است. و اگر بخواهد آنطوری که این غربزده‌ها می‌گویند که شما هم مطابق مثلاً چیزهایی که دنیا می‌پسندد یک مجلسی درست کنید، با پانصد - ششصد نفر آدم، و بعدش یکی یکی بنشینند همه‌شان آنجا، این معنایش این است که ما تا دو - سه سال دیگر بنشینیم و عزا بگیریم و آنها قوه پیدا بکنند! طرحی است که یا از غرب ریخته شده است؛