به اسم اینکه صنعت می‌خواهیم باشد، مملکت صنعتی باشد، زراعت را به هم زدند و صنعتی هم در کار نبود. الآن هم که بعض از کارخانه‌های صنعتی را به اصطلاح خودشان آوردند، باز به نفع خارجیها هست، باز برای ما نفعی ندارد بلکه ضرر دارد؛ مثل ذوب آهن که الآن برای ایران ضررهای زیاد دارد و نمی‌توانند ترکش بکنند؛ ادامه‌اش هم بدهند، ضررهای زیاد دارد. کارها همه از روی خیانت بود و جنایت. و مملکت ما را به تباهی کشیدند.
اجتناب از کم کاری
و حالا باید با همت شماها، با همت همه، من که طلبه‌ای هستم آنقدری که می‌توانم، شماها که بحمدالله قدرتمند هستید، آنقدری که در قدرتتان هست، کم کاری نکنید. بی کار نباشید، کار بکنید که مملکتتان که الآن برای خودتان است و از دست غیر نجات پیدا کرده است، مبادا یکوقتی کم کاری بشود و ما نتوانیم، شما نتوانید مملکتتان را اداره بکنید. بعد بگویند اینها احتیاج به قیّم دارند؛ احتیاج به این دارند که یک کسی دیگر بیاید اداره کند مملکتشان را. باید همه دست به هم بدهید این مملکت را اداره بکنید، و همه دست به هم بدهید و این اقتصاد را سالم کنید و این چرخها را به راه بیندازید. کارخانه‌ها به همت شما باید به راه بیفتند. وقتی که به راه بیفتند، منفعتش هم مال مملکت خودتان و خودتان است. و امید است ظلمهایی که سابق می‌شد تکرار نشود؛ دیگر به شماها ظلم نشود. من می‌دانم که ظلمها شده است. نه به شما تنها، به همه. به همه قشرهای ملت ظلم شده است لکن شاید کارگرها بیشتر مورد ظلم واقع شده‌اند ..
امیدوارم که خداوند قدرت به شما عنایت کند و سعادت عنایت کند. و شما ان شاء الله ستونهای این مملکت باشید و اقتصاد این مملکت را به راه بیندازید؛ و همه شما سعادتمند باشید. و برادرانتان هم به قدرت شما و خودشان سعادتمند باشند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته‌